در سپهر سیاسی امروز، وقتی سخن از «ایران» به میان می‌آید، نباید نگاه را تنها محدود به مرزهای جغرافیایی یا یادگارهای تاریخی آن کرد. ایران، به‌عنوان یک واحد تمدنی زنده و پویا، مجموعه‌ای است از لایه‌های فرهنگی، اعتقادی، زبانی و رفتاری که در دل تحولات پی‌درپی، همواره بازتعریف شده و می‌شود. این بازتعریف، حاصل یک اراده تاریخی است؛ اراده‌ای که گاهی در سیمای شاعری چون فردوسی دیده شده، گاهی در ساختار سیاسی صفویه، و امروز در رویکرد تمدنی رهبر نظام اسلامی قابل ردگیری است.

هویت افزوده؛ از شاهنامه تا ولایت
نقش فردوسی در تثبیت زبان فارسی و نقش صفویه در استوار کردن تشیع دوازده‌امامی، دو نمونه درخشان از «هویت‌سازی افزوده» برای ایران به شمار می‌روند. ملتی که در برابر یورش‌های خارجی، نه‌تنها هویت اصلی خود را حفظ می‌کند، بلکه با افزودن عناصر تازه، به هویتی پیچیده‌تر، غنی‌تر و مقاوم‌تر دست می‌یابد. امروز نیز آنچه رهبر انقلاب در قامت یک رهبر سیاسی و تمدنی انجام می‌دهد، در امتداد همین مسیر است؛ ایران تازه‌ای در حال شکل‌گیری است که ویژگی‌های نوینی بر هویت تاریخی آن افزوده می‌شود.

ملت، امت و بازتعریف وطن
در منطق سیاسی غرب، وطن را به یک واحد جغرافیایی و تابع نظم جهانی تقلیل می‌دهند تا کنشگری هویتی ملت‌ها را مهار و محدود کنند. از همین رو هرگاه ملتی کوشیده فراتر از مرزهای «ملیت قراردادی» حرکت کند، با اتهام «اخلال در نظم جهانی» روبه‌رو شده است. در این میان، جمهوری اسلامی ایران نه به‌دنبال حذف ملیت در دل امت است و نه گرفتار ملی‌گرایی سکولار؛ بلکه تلاش می‌کند میان ملت و امت، پیوندی فراملی و هویتی برقرار کند. نمونه این پیوند را می‌توان در محور مقاومت دید؛ جایی که لبنان، عراق، یمن و دیگر نقاط منطقه، شاهد شکل‌گیری یک «هویت مقاومتی هماهنگ» با محوریت ایران هستند.

نفوذ، پیچ تاریخی و منطق صفر یا صد
سه کلیدواژه اساسی در منظومه تحلیلی رهبر انقلاب—یعنی «نفوذ»، «پیچ تاریخی» و «وضعیت صفر یا صد»—صرفاً شعار نیستند، بلکه شاخص‌هایی برای سنجش شرایط موجود و ترسیم آینده مطلوب به شمار می‌آیند.
«نفوذ» بیانگر تلاش بیگانگان برای تغییر درونی هویت ایرانی-اسلامی است.
«پیچ تاریخی» لحظه‌ای است که انتخاب‌های یک ملت، مسیر آینده چند نسل را تعیین می‌کند.
«صفر یا صد» تصویری واقع‌بینانه از نبرد تمدنی است؛ نبردی که در شرایط کنونی منطقه، هم برای دشمن صهیونیستی مسئله مرگ و زندگی است و هم برای جبهه حق، و در آن یا ما باید بمانیم یا آنان.
این سه کلیدواژه، پایه و اساس هر تحلیل راهبردی درباره ایران معاصر محسوب می‌شوند.

دشمنان ایران در حال گسترش
بدیهی است چنین ایرانی، برای نظم جهانی غرب‌محور، تهدیدی جدی است؛ ایرانی که به‌جای تبدیل شدن به یک «کشور صرفاً منطقه‌ای»، سودای امت‌سازی، تولید معنا و خلق عقلانیتی تازه را در سر دارد. همین ویژگی است که پروژه «ایران‌زدایی» را به یکی از اولویت‌های رسانه‌ای و فکری دشمنان بدل کرده است. آنان از «ایرانِ در حال گسترش» بیم دارند، چراکه چنین ایرانی، مرزهای نظم استعماری را به چالش می‌کشد.

از بازسازی هویت تا معماری آینده
امروز، ما تنها درگیر نبردی سیاسی یا اقتصادی نیستیم؛ بلکه در میانه جدالی عمیق بر سر مفاهیم و هویت قرار داریم. بازسازی وطن، در گرو شناخت دقیق لایه‌های هویتی آن است. رهبر انقلاب، با درکی عمیق از این لایه‌ها، در حال افزودن مؤلفه‌هایی به هویت ایرانی است که می‌توانند مسیر سده‌های آینده این سرزمین را رقم بزنند. ایران در حال ظهور، صرفاً ایران پس از انقلاب نیست؛ بلکه ایرانی است که از دل تاریخ سربرمی‌آورد، روایت‌های گذشته را به چالش می‌کشد، معناهای تازه می‌آفریند و ملتی می‌سازد که در مرزهای جغرافیایی نمی‌گنجد. و جالب آن‌که حتی جریان‌هایی که پیش‌تر دل‌بسته الگوهای بیگانه بودند، امروز بیش از گذشته به واقعیت‌های سرزمینی و ریشه‌های فرهنگی خود بازمی‌گردند و مسیرهای تازه‌ای را برای بازخوانی آینده جست‌وجو می‌کنند.

همرسانی: