در عصر جنگهای چندلایه و روایتمحور، نبرد دوازدهروزهٔ ایران و رژیم صهیونیستی، صرفاً یک تقابل نظامی محدود نبود؛ بلکه آزمونی تمدنی برای بازتعریف حافظهٔ دفاعی ملت ایران بود. رویدادی که اگر در سطح راهبردی ثبت و در قالب مفاهیم بنیادین صورتبندی نشود، در حافظهٔ ملی محو خواهد شد و میدان معنا، بار دیگر، به روایت رقیب واگذار میشود—حتی اگر پیروز شود. در این میدان کوتاه و فشرده، سه مؤلفهٔ درهمتنیده قابل تفکیک بود: ۱. تهاجم سازمانیافتهٔ یک رژیم دارای بازدارندگی هستهای، ۲. پاسخ چندلایه، مرحلهمند و مهارشدهٔ جمهوری اسلامی، ۳. تثبیت تصویر عقلانیت بازدارندهٔ ایران در افکار عمومی منطقه و…