مرتضی سرهنگی از نخستین کسانی بود که فهمید جنگ فقط میدان نبرد نیست؛ میدان روایت است. او نه فرمانده بود، نه رزمندۀ خطشکن، اما نقش او در حافظه جنگ، کمتر از هیچیک از آنها نیست. از همان سالهای پایانی جنگ، او فهمید که اگر صدای رزمندگان عادی، بسیجیهای گمنام، امدادگرها و سربازها ثبت نشود، تاریخ جنگ به انحصار گزارشهای رسمی و روایتهای بالا به پایین درمیآید. این نگاه ریشهای به ضرورت ثبت تجربههای زیسته، بعدها به پایهگذاری «ادبیات شفاهی دفاع مقدس» منتهی شد؛ جریانی که امروز دهها نویسنده و صدها اثر را در دل خود جای داده و یکی از…