واقعیت این است که ایتــا تنها یک اپلیکیشن نیست؛ ایتا نماد یک شیوه نگاه به حکمرانی فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایران است. سیاست‌گذاری فضای مجازی در کشور ما سال‌هاست بر مبنای کنترل، پالایش و حذف شکل گرفته است. این نگاه، به جای آنکه فضای مجازی را عرصه تضارب آرا و گردش آزاد اطلاعات بداند، آن را میدان تهدیدهای امنیتی، تهاجم فرهنگی یا جنگ شناختی می‌بیند. محصول چنین رویکردی، زیست‌بوم‌هایی است که به ظاهر متنوع‌اند، اما در واقع، جهان‌های بسته و ایزوله‌اند که در آنها نه صداهای مخالف مجال بروز دارند و نه روایت‌های متفاوت امکان بقا.
ایتــا از دل چنین سیاست‌گذاری‌ای متولد شده است. این پلتفرم، تجسم انحصاری‌سازی ارتباطات در فضای مجازی است. حاکمیت با فیلترینگ گسترده و محدودسازی سایر شبکه‌ها، ایتا را در موقعیتی قرار داده که به تنها و بی‌دردسرترین پنجرهٔ باز برای بخشی از کاربران تبدیل شده است. اما همین انحصار، ایتا را از یک ابزار ارتباطی ساده، به ابزاری برای بازنمایی و مهندسی واقعیت بدل کرده است. مسئله ایتا، صرفاً به الگوریتم‌های پیشنهادی یا اتاق‌های پژواک ختم نمی‌شود. خطر اصلی در سطح حکمرانی رخ می‌دهد. حاکمیت در تلاش است داده‌های تولیدشده در پلتفرم‌هایی مانند ایتا را به‌عنوان «تصویر واقعی جامعه» ببیند و بر مبنای آن تحلیل‌های امنیتی، تصمیم‌های کلان و حتی سنجش مشروعیت اجتماعی را شکل دهد.
اما اینجا دقیقاً همان خطاست. بیگ دیتا (Big Data)، اگر در محیط‌های محدود و بسته تولید شود، به‌جای آنکه ابزار کشف واقعیت باشد، ابزار تولید توهم است. داده‌های عظیمی که از ایتا به دست می‌آید، هرقدر هم از نظر حجم چشمگیر باشد، نمی‌تواند بازتاب‌دهنده جامعه واقعی ایران باشد. چرا که در ایتا، محتوای مخالف به‌راحتی حذف می‌شود، کاربران ناهمسو اساساً کمتر وارد این فضا می‌شوند و پالایش شدید محتوا، تنوع و تکثر را از بین می‌برد. خطای بنیادین حکمرانی(یا بخشی از حکمرانان) می‌تواند این باشد که تصور کند آنچه در ایتا ترند می‌شود یا لایک می‌گیرد، بازتاب افکار عمومی کل کشور است. حال آنکه واقعیت اجتماعی، بسیار متکثرتر، پیچیده‌تر و در بسیاری مواقع، معترض‌تر از آن چیزی است که در یک زیست‌بوم بسته دیده می‌شود.
در این میان، نباید فراموش کرد که هرچند کاربران ایتا یکدست نیستند، اما نمی‌توان انکار کرد که ایتا جذب یک طبقه خاص از کاربران شده است. بخشی از مخاطبان ایتا مخالف استفاده از فیلترشکن هستند یا کمتر به سمت آن می‌روند؛ انتخابی که اغلب ریشه ایدئولوژیک دارد. این پلتفرم به‌ویژه در قم رشد کرده است و ارتباط نزدیکی با برخی نهادها دارد. بدنه حوزوی نیز به آن علاقه‌مند است و ایتا را محیطی امن برای نشر محتوا و سازمان‌دهی گفتمان دینی یافته است. همین ویژگی‌ها موجب شده ایتا به‌تدریج به یک زیست‌بوم شناختی مستقل بدل شود؛ فضایی که در آن محتواها تکرار می‌شوند، مخالفت‌ها حذف می‌شوند و تصویری یکدست و ساختگی از جامعه شکل می‌گیرد.
برخلاف حباب‌های اطلاعاتی در جهان، که نتیجه الگوریتم‌ها و گرایش‌های همگن‌طلبانه کاربران است، حباب ایتا محصول تصمیم سیاسی و مهندسی حاکمیت است. توییتر مغز کاربران را قبیله‌ای می‌کند، اما ایتا مغز حاکمیت را قبیله‌ای می‌کند. و این، تفاوتی بنیادین است. حکمرانی در فضای مجازی نمی‌تواند صرفاً بر پالایش و حذف تکیه کند. فضای مجازی سالم، فضایی است که ظرفیت شنیدن صداهای تند، مخالف و حتی ساختارشکن را داشته باشد. هرچه این صداها بیشتر شنیده شوند، داده‌های کلان دقیق‌تر می‌شوند و سیاست‌گذار به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود. پالایش شدید، داده‌های کلان را ناقص و تحریف‌شده می‌کند. و این تحریف، خطرناک‌ترین تهدید برای حکمرانی است. زیرا حاکمیت در خلأ واقعیت تصمیم می‌گیرد و ممکن است در بزنگاه‌های حساس، غافلگیر شود.
هیچ پلتفرمی نباید تنها منبع بازنمایی واقعیت اجتماعی باشد. ایتــا امروز نماد سیاستی است که می‌خواهد واقعیت را بسازد، نه آن را بشناسد. و این، بزرگ‌ترین خطر برای حکمرانی است؛ خطری که نه از دشمن خارجی، بلکه از اعتماد به تصویرهای تحریف‌شده در فضای مجازی داخلی ناشی می‌شود. و اگر دیده نشود، هزینه‌اش از هر تهدید خارجی سنگین‌تر خواهد بود.

همرسانی: