یک: ذهنهایی اینگونه، معمولا ذهنهایی هستند که «همه چیز» را «در مقایسه» میبینند و نسبت به آن اینگونه فکر میکنند. برای همین هیچوقت نمیتوانند «با انصاف» به قضایا و بدون «طرفداری» به موضوع بپردازند. اصل در ذهن اینگونه آدمها این است که فهمشان از صحبتها و متنها و حرفها و اینها، «در مقایسهی» موضوع ِ آن متن با متضادش و یا متضادنمایش باشد. مثلا وقتی متن از یک ویژگی مردانه حرف میزند، شخص میآید و یک دفعه این موضوع را در مقایسهی با زنان فرض میکند. یا مثلا وقتی متن از اصولگراها حرف میزند و مثلا توصیفشان میکند، طرف بیاید…