در فضای رسانه، سیاست و تبلیغ، مخاطب اغلب بهمثابه موجودی صرفاً عقلانی فهم میشود. تصور رایج آن است که با ارائهٔ استدلال منسجم، گزارههای دقیق و دادههای مستند، اقناع حاصل میشود. اما تجربه نشان میدهد که این تصور، اگرچه ریشه در سنت عقلگرایی دارد، در عمل پاسخگو نیست. بارها و بارها دیدهایم که استدلالها منطقیاند، اطلاعات دقیقاند، صورتبندیها بینقصاند؛ اما مخاطب قانع نمیشود. چرا؟ زیرا اقناع، تنها در قلمرو ذهن رخ نمیدهد. اقناع، فرآیندی است که در مرز میان عقل و احساس شکل میگیرد. نه صرفاً تحلیلی است و نه صرفاً عاطفی؛ بلکه آمیزهای پیچیده از دریافتهای شناختی، هیجانات، باورهای…