سومین بار، دانشطلب فیلتر شد و در این میانه، آنچه که بازنمایی میشود(در اهمیت بازنمایی) چیست؟ رسانه چه چیزی را بازنمایی میکند و برای مخاطب چه برداشتی را بر جای میگذارد؟ این جمله را دیروز بارها میشد دید: «وبلاگ مجتبی دانشطلب٬ بلاگر حزباللهی به خاطر انتقاد از [سید] علی خامنهای بدلیل طرح ایده تغییر نظام ریاستی به پارلمانی فیلتر و از دسترس خارج شد». به واقع آیا این چنین ترسیم میشود که یک وبلاگر، به صرف انتقاد از رهبری، وبلاگش نه تنها فیلتر میشود که از دسترس نیز خارج میشود؟ آیا جامعه از این اتفاق چنین برداشتی را دارد؟ به واقع، چه اتفاقی افتاده است؟
مجتبی دانشطلب، صبح دوشنبه، 25 مهرماه، در مطلبی، به سخنان رهبری پیرامون انعطاف امکان بازگشت نظام پارلمانی واکنش نشان داد. بعد از ظهر همان روز وبلاگ ِ دانشطلب که در سیستم بلاگاسکای قرار داشت از دسترس خارج شد. اتفاقی که بر خلاف ِ نوبتهای پیشین بود که ابتدا وبلاگ فیلتر میشد و پس از چند روز، وبلاگ توسط سیستم وبلاگدهی حذف میشد. در اینجا، وبلاگ مستقیما از سیستم حذف شد و هیچگاه فیلتر نشد.
قانونگرایی و احترام به قانون، ایجاب میکند که این برخورد پیش از این با وبلاگهای دیگری که مسیری بر خلاف قانون میپیمایند نیز شده باشد. اما به واقع چنین نیست و نبوده است. وبلاگ ایمایان یکی از همین وبلاگهاست که هیچگاه، با برخوردِ جدیئی مواجه نشد و اولیای ِ قضایی، هیچگاه دستور به مسدودسازیاش ندادهاند و علی رغم ِِ اینکه وبلاگ فیلتر شده است اما در سیستم بلاگاسکای هنوز به روز میشود. و به زعم ِ من، طعم ِ مطالب این وبلاگ بسیار به ذائقهی دستگاه قضایی تلختر خواهد بود از وبلاگ دانشطلب. این رفتار ِ دوگانه ناشی از چیست؟
ایمایان در صبح همان روز و در حدود سه ساعت پیش از دانشطلب مطلبی با عنوان «واقعیّت بدلی نزد رهبر نظام»، در زبانی تند رهبری را شخصی دانسته است که حاضر به گفتوگو با هیچکس نیست و نشستهای دانشجوییاش نیز نمایشیست. ایمایان بارها و بارها فارغ از فضای ِ سیاسی ایران، در مقابلهی با همهی آنچیزی بر آمده است که جمهوری اسلامی ایران، آرمانهای خود را بر اساس آنان ریخته و به آن افتخار میکند.
به واقع، دانشطلب، که بارها و بارها به نگارش مطالبی پرداخته است که در دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی بوده است، مستحق حذف است یا ایمایان؟ دانشطلبی که سایت ضد انقلابی دیگربان، وی را بازجوی نظام خطاب کرده بود، شایستهي مواخذه است، یا ایمایان که در کنار ِ سایت ضد انقلابی دیگربان قرار دارد؟ وبلاگ دانشطلب که در مجموع، هفت مطلب منتشر کرده بود شناختهتر بوده است و تاثیر منفی(!) داشته است یا ایمایان با بیش از هزار و دویست پست و با سابقهای پنج ساله؟ آیا سه وبلاگ ِ مسدود شدهی دانشطلب، که سر مجموع، سیصد هزار بازدید کننده نداشته است خطرناکتر بودند یا ایمایان مسدود نشده با بیش از یک میلیون و صد هزار بازدید؟
آیا این نحوهی برخورد را در ذیل رفتارهای دوگانه نمیتوان گنجاند؟
……………………………………………………….
همچنین بخوانید:
وبلاگ روزنوشت: جناب فیلترینگ، آیا ما دشمن نظام جمهوری اسلامی هستیم؟
وبلاگ آهستان: دایههای مهربانتر از مادر برای رهبر!





سلام ميثم جان
بابا به اينهايي كه همش در حال فيلتر كردن هستن بگو بابا پس ما دوست داران آقاي دانشطلب چي كار كنيم كجا بريم ازش امضا بگيريم ها
بدشم حاجي چقد زود زود آپ مي كني از نفس افتاديم مثل اينكه ديگه بي خيال نظر بقيه شدي و فقط واسه دلت مي نويسي آره
شما اسم مطلب آقای دانشطلب را گذاشته ای نقد.
اگر توهین نباشد کمتر از آن هم نیست.
با عوض کردن اسم کباب که داد بزنیم داریم بلالی کباب می کنیم خود را گول می زنیم نه کس دیگر را.
توجیهات بعدی هم فقط ما را دورتر از واقعیت می کند و بازگشت به حقیقت را سخت تر.
لینکی هم که از آقای حسینی گذاشته اید در تایید آقای دانش طلب نیست. شما گویا قانون سوم را نخواندی!
میثم رمضانعلی: به نظرم شما یه دور مطلب رو بخون بعد بیا اینجا در موردش حرف بزن 🙂 خ من کجا گفتم مطلب دانشطلب، نقد بوده؟ بعدتر اینکه قرار نیست دانشطلب رو تایید یا رد کنیم. بحثم نمایش ِ رفتار دوگانهی مسئولین است که نشان از بیاطلاعی و بیسوادیشان در برخوردهاست.
بخاطر دو نکته از مسدود شدن دانشطلب ناراضی هستیم:
یکی اینکه این مسدودیت به نام رهبری تمام شد!
یکی هم اینکه با وبلاگهایی مثل «ایمایان» و … هیچ برخوردی صورت نمیگیرد و این عمل متناسب با واکنشی به دانشطلب نیست
سلام
خدا اجرت بده، خسته نباشی
بعد از بیش از یک سال سرباز صفر به روز شد…
بسم الله
سواي نوع ادبيات جناب دانشطلب كه معمولا بدور از ادب و از موضع بالاست و طبعا همين ويژگي كافيست تا متن از “نقد” فاصله گرفته و به “من ميدونم” نامه گاليور مآبانه نزديك شود، ايشان سنگ بناي خود را بر فرضيهاي بنا نهادهاند كه به شدت به هرمنوتيك فردي وابسته است و از يك فرد به فرد ديگر متفاوت است (اينكه نفس سخن گفتن از نظام دموكراسي پارلماني و قرائني جزيي و كماهميت عليرغم تذكر رهبري مبني بر آنكه به نظرم بعيد است اين اتفاق در آينده نزديك بيفتد)و مبتني بر چنين فرضيه ضعيفي قضاوت ميكنند و حكم صادر مينمايند و با ديدگاهي حقارتبار، ديگران را با چوب ناداني ميرانند!
خواستيد نيمنگاهي هم به http://baharvin.ir/?p=138 بيندازيد تا ببينيد چقدر برداشتها از يك جمله غيرمتقن متفاوت است آن وقت فردي مانند دانشظلب با لحن به دور از ادب خود سنگ بناي ملطبشان را بر چه پايه لرزاني بنا ميكنند!
من موافق فیلتر شدن نبودم و نیستم اما آهاییی مواظب خودت باش یه طوری مطلبت رو نوشتی که دور از ادبه آدم با ولی خودش اینطوری صحبت نمیکنه
آقا شرمنده مطلب اشتباه فرستادم
برای ک دیگه میخواستم بفرستم اشتب شد D:
ایرادتان را به مدیریت بلاگ اسکای بگیرید!
از کجا معلوم فیلترینگ در این قضیه دخیل باشد؟
میثم رمضانعلی: از اونجا
چه دلیل خوبی.
موفق باشید.
آقای هابیل حزب اللهی،
به وبلاگ روزنوشت بگو: شما حزب اللهی ها دشمن نظام جمهوری اسلامی نیستی، بلکه جمهوری اسلامی دشمن آزادی است.
آقای هابیل حزب اللهی،
الانه دیدم که برای شصت وهشتمین بار وبلاگ ما مریم ها حذف شده است، اما درست کردن وبلاگ مریم ده دقیقه زمان لازم دارد. هزار بار هم که حذف کنند، دوباره وبلاگ مریم ها را خواهیم ساخت.
آدرس وبلاگ مریم ها در فیس بوک را می نویسم:
http://www.facebook.com/profile.php?id=100001187522393&sk=wall
سلام،به مولا على مينازيم ولى بسان معاويه وبنى اميه عمل مى نماييم،در حكومت مولا،كسانى كه در دشمنى با مولا ،رسواى عام وخاص بودند،آزادانه تردد مى نمودند وبرعليه مولاصحبت مى نمودند،حتى ازبيت المال مواجب مى گرفتند .گذاشتن آهن داغ در كف عقيل توسط مولا،اين پيام را براى آيندگان داشت كه همگى دربرابر حكومت:قانون:يكسانند ويك حاكم مريد مولا هركارى نمى تواند انجام دهد!آيا غير اينست.
حالا پی ببرید به صداقت آقایان در مطرح کردن کرسی های به اصطلاح آزاد اندیشی