دیشب مستند «سرانجام نامبارک» از شبکهی یک حول و حوش ساعت بیست و یک و پنجاه دقیقه پخش شد. مستندی با یک حرف مشخص: «شباهتهای فراوان بنیصدر به احمدینژاد» وضعیت رسانهای و سیاسی کشور به نحوی شده است که اگر از احمدینژاد خوب بگویی، از اعضای جریان انحرافی مزخرف میشوی و اگر از احمدینژاد بد بگویی، منتسب به برخی جریانهای مزخرف دیگر میشوی. یعنی میانهی دوگانهی سفید و سیاه. مستندی که دیشب پخش شد و من حدس میزنم در صدا و سیما تدوین نشده باشد، یک مستند غیرحرفهای از این جهت که به صورت تابلو و نه زیرکانه تمام تلاش…
مجلس استیضاح وزیر کار ـ یا زورآزمایی نمایندگان مجلس در پی مصوبهنماها و قانوننماهای هولهولکی برای کنترل دولت، که مجلس را از شأن اصیلش دور کرده بود، و زورآزمایی دولت با مجلس، یا حتی بخوانید با لاریجانی ـ تهوعآور و پایان بسیاری از امیدها به حل مشکلات مردم بود. که هر چه در این مدت، مولای ما، خامنهای، گاه به اشارت و گاه به صراحت بر دوری از اختلافها و دوری از نمایش زورآزمایی در صحنهی عمومی تاکید کرد، گوشها کر و دستها باز برای بازیهای کودکانه بود. مجلسی که شأن در رأس بودن را رعایت نکرده و نمیکند و…
احمدینژاد از چشم افتاده است. این از چشمافتادن نیز پس از آن خانهنشینی کزایی، اوج گرفت. کسی هم که از چشم بیفتد، با زمینهی تردید به حرفها و اعمالش نگاه میشود و ارزیابیها با بدبینی همراه خواهد بود. این کلید تحلیل وضعیتیست که احمدینژاد در آن قرار دارد. حالا هر روایتی هم در توجیه و تصدیق آن اتفاق رخ دهد، بازی را تغییر نمیدهد و قصهی این وضعیت نیز از همان سرچشمه که خراب شده است باید اصلاح شود و تغییر در روایت توسط غیر از احمدینژاد، آب راکد را، رود نمیکند. *** احمدینژاد ِ شهردار، از دل آبادگران جوان،…
برخورد با وبلاگنویسان، گاه برخورد با وبلاگنویسی تعبیر میشود و بازنماییاش، بدل به جریانواره میشود. و گاه که تعبیر نه، عین ِ برخورد با وبلاگنویسیست. در این فرض، قاضی ِ دادگاه، و فراتر و مهمتر از از او، قاضی القضات و ید ِ باسط الاختیارش، دادستان است که باید تشخیص دهد به بصیرت که با برخورد، پاشنهی چه چیزی را میزند؟ که برخورد با وبلاگنویس ِ خاطی، که واجب است و بر اساس قانون، روح ِ حرکت انقلاب اسلامی را، که قانونساز است، مخدوش نکند. گاه فرض این میشود که «سیستم» و «جریان» ی میخواهد با وبلاگنویسی برخورد کند، و…
نه ِ دی، خالصترین حضور ِ انقلابی ِ مردم را میشد در خیابانها دید. مردمی که فتنه را پس میزدند به مدد حضورشان. به مدد بصیرت و وقتشناسیشان. نه ِ دی، روز ِ انقلاب ِ اسلامی بود. برای منی که تجربه نکردهی روزهای پنجاه و هفت بودم، نه ِ دی، زاویهای بود تا از دریچهی آن، سالهای آغازین برایم تداعی کند. اگرچه معتقدم که حاضران ِ نه ِ دی از کسانی که سالهای پنجاه و هفت را رقم زدند با بصیرتتر بودند و کار ِ ایشان گرانقدرتر از پنجاه و هفتیهاست. خیلیها را نه دی دیدم. از مرحوم محمود گلابدرهای…
من نمیدانم بعضیها چرا اینقدر خوشگلاند. حداد عادل با تسنیم(بخوانید بدل ِ فارسنیوز)، مصاحبه کرده و گفته است که «با وجود شورای نگهبان نگران طرح اصلاح قانون انتخابات نیستیم» و به مسئولین اجرایی و در اصل احمدینژاد گفته است که «شورای نگهبان بر اساس مر قانون عمل میکند و از این رو نباید در خصوص بررسی اصلاح قانون انتخابات نگران بود». یا حداد عادل نمیداند که روی صحبت احمدینژاد با مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است و یا خودش را به ندانستن زده است. هرچه، اینکه یک آدم از یک همچو طرحی نگران نیست، برایم جای تعجب دارد. اصلش، تصویب…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
«سوال از رئیس جمهور حق قانونی نمایندگان مجلس است.» این کلیدواژهی تکراری به مناقشه خواندن رئیس جمهور است. سوال ِ از رئیس جمهور اگر چه صورت ِ سوال دارد، اما در باطن و در ماهیت، برانگیختن و دعوت به مناقشه و منازعه است. مجلس این را در ارتباط و تعامل با دولت بارها نشان داده است. جنس سوالهایی که سال گذشته از محمود احمدینژاد پرسیده شد، سوال سیاسی برخی نمایندگان مجلس بود که دوست داشتند احمدینژاد را به بازی مناقشه و منازعه بخوانند. مجلس را میاندارهای مجلس میگردانند و بازیگردان اتفاقات، مثل بسیاری از جمعها، عدهای محدود هستند. پرسش از…
اصلش ما الان باید افتخار کنیم که صدای و سیمای ِ جمهوری، چندین و چند شبکه دارد و میتوان گفت که دارد بیست میشود. عدد کمی نیست این بیست. ابتکار به خرج دادهاند و خب این همه شبکه داریم الان و خیلی هم نمیشود مته به خشخاش گذاشت که نباید و نبایست؛ اگر چه این تعدد هزینهبر است و نیاز دارد سنجیده شود که آیا این همه به هزینهاش میارزیده یا خیر. توی فک و فامیل ما و در و همسایه، این آنتنهای دیجیتال خوب جا باز کرده است و اگر هدف حضرات، استفادهی کمتر ملت از ماهواره بوده است،…
فضای مجازی، چشمهایش را برای مدتی از دست داد؛ مجید بذرافکن، برای نود و یک روز میزبان زندانهای ِ جمهوریست. محکومیت ما در دادگاههای جمهوری مصیبت نیست؛ اما دادگاه انقلاب، که باید محرم حرفهای سرباز انقلاب باشد و خود میداند که جمهوری، گاه تاب شوق و شعور انقلابی سربازانش را ندارد، میتواند مصیبت تلقی شود؛ البت دادگاه انقلاب بودن، به اسم نیست و تا وقتی دادگاه ِانقلاب، قلب معنایی نمیشود که سربازان ِ انقلاب، پای ِ انقلاب بایستند. ما سربازان انقلاب هستیم، نه نیروهای جمهوری و وظیفهی ما آن است که حیات طیبهی انقلاب را تامین کنیم تا زندگی ِ…
اتفاقهایی افتاده است که همه قانونی بوده است. یعنی شکل ِ قانونی داشته است. اینکه فلان شخص در وبلاگش و سایتش و جایی انتقادی مطرح کرده است و به مذاق مثلا دادستانی خوش نیامده و آن را غیرقانونی و خلاف مصلحت و غیره و غیره و طرف را خواستهاند بیاید دادگاه و برایش پرونده درست کردهاند و دادگاهیاش کردهاند و سوء سابقه برایش رد کردهاند و شده است مجرم. نه به همین راحتی، اما به همین راحتی! پیشتر هم در مطلب و مطلبهایی نوشته بودم که این رفتار، درست نیست. این رفتار اگر چه صورتی قانونی داشته باشد و دارد،…
فکر میکنم سال هشتاد و هفت بود و مراسم ِ سالمرگ ِ فردید در بنبست ِ مهربان ِ صبای ِ جنوبی. استاد داوری اردکانی صحبتی داشت و آنچه که برایم از آن سخنرانی مانده است دو نکته بود. یکی اینکه برای ِ بارهای ِ بار تصریح کردند که «فردیدی نیستم» و دیگری اینکه «خیلیها میگویند فردید مهم نیست و هیچ اهمیتی ندارد و اگر واقعا اهمیت ندارد، به او و حرفهایش نپردازند.»(مضمون صحبتها) مهر ِ همان سال بود که کانون اندیشه جوان همایشی برگزار کرد در سلسله همایشهایش در بارهی شخصیتها، در بارهی سیداحمدفردید. دکتر محمدرجبی، یکی از سخنرانان بود که…
من امیرحسین ثابتی را خیلی نمیشناسم. یعنی رفاقت نداریم با هم که شده باشد گپی بزنیم و چیزی بخوریم و چرخی بزنیم. سه بار هم بیشتر ندیدمش، اگرچه بارها خواندهامش. پیشتر نیز خبر داشتم که امیرحسین، پروندهای دارد. اما در جریان نبودم و ناچار با مهدی خانعلیزادهی فیلترشده صحبت کردم و موارد پروندهاش را «توهین به رئیس مجلس»، «تشویش افکار عمومی علیه نمایندگان مجلس»، «انتشار اسناد حکومتی» و «جاسبیگرا نامیدن لاریجانی» گفت. من نمیدانم چه خبر شده است و چه باید کرد. اما فکر میکنم برخوردهای با اشخاص به نحوی شده است که وزنها رعایت نمیشود. پیشتر در بارهی رفتارهای…
راستش دو هفتهای بود میخواستم در بارهی این موضوع بنویسم. اما هر چه کردم، دیدم نه حوصلهی بحثهای تکراری را دارم و نه آنقدر وقت که بخواهم در مورد موضوعی که صدها بار بیان شده است، چیزی بنویسم. اما نوشتهی آهستان، نگذاشت. بارها در جلسات مباحثهی فلسفه اسلامی و جلسههای کوچک ِ عرفان نظری و فلسفهی غرب و همه و همه و همهای که گاه و بیگاه داشتیم، یکی از مهمترین مباحثمان در گیری میان عرفا و کلامیها و فلاسفه بود. و در این میان، چاره در بسیاری موارد، رد کردن بود؛ رد کردن به معنی بیخیال شدن. به معنی…
بایگانی سالانه
موضوعات وبلاگ
- تأمّلات و تحمّلات (۱۵۵)
- رسانه و ارتباطات (۸۸)
- زنان و خانواده (۲۷)
- فرهنگ و جامعه (۵۱)




