پیش از این، سه مطلب در این باره نگاشته شده است: حجاب باید زیبا باشد؛ آیا حجاب باید زیبا باشد؛ حجاب باید زیبا باشه. با فاصلهای به نسبت زیاد، این متن نیز در راستای همین نوشتههاست. این اولین مطلب بوده و مطلبهای پس از این نیز همه در راستای بیانی همین مطلب ارائه خواهند شد. ………………………. ”در آمدی بر تفکیک میان پوششهای «سکسی و شهوتبرانگیز» ، «اروتیک و تحریکبرانگیز» و «زیبا و تحسینبرانگیز»” بازنمایی شخصیتی کسانی که به عقیدهای پایبند هستند، به شدت در ترویج آن عقاید موثر است. چنان که اگر کسی معتقد بر امری باشد و جامعه، رفتارهایی…
تریبون مستضعفین ـ از زمانی که راه افتاد، خرج ِ ما را زیاد کرد. هر بار که از متروی ِ شهدا پیاده میشدم، کشش ِ کتابهای جدید، ناچار میکرد که هر چند کوتاه اما سری به این کتابفروشی بزنم. کتابها به خوبی انتخاب میشود و به وضوح، دقت و شاید حتا وسواس در انتخاب آنها را میتوان مشاهده کرد. این میشود که شاید مرتبهای نباشد که داخل کتابفروشی بشوم و کتابی خوب برای خواندن پیدا نکنم. دو سه نفر کتابفروشی را میگردانند که فروشندهی ساده نیستند. کتابها را میشناسند و میتوانی از آنها به عنوان مشاور نیز در انتخاب کتابها…
قبل از خواندن این مطلب شاید بد نباشد این پست را بخوانید: حزباللهیها، یک جلسهی دوستانهی سه چهار پنج نفره را کجا میتوانند برگزار کنند؟ *** از خیلی پیشتر، شاید از هشتاد سه، بسیاری از کافههای تهران را میرفتم. کافهگردی جزء یکی از موضوعاتی بود که مدتها درگیرش بودم. بارها و بارها نیز در گفت و گوهایی با دوستان، اهمیت توجه به آنها را بیان میداشتم. کافه گودو، کافه سپیده و سیاه، کافه گرامافون، کافه هنر، کافه پارک هنرمندان و … از کافههایی بود که بارها و بارها به آنها سر میزدم. فضای کافههای تهران به نحوی عجیب از دو…
در قبایل عرب همواره جنگ بود، اما مکه «زمین حرام» بود و چهار ماه رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم، «زمان حرام»؛ یعنی که در آن جنگ حرام است. دو قبیله که با هم میجنگیدند، تا وارد ماه حرام میشدند، جنگ را موقتا تعطیل میکردند، اما برای آنکه اعلام کنند که: «در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت»، سنت بود که بر قبهی خیمهی فرمانده قبیله، پرچم سرخی بر میافراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم، همه بدانند که: «جنگ پایان نیافته است». آنها که به کربلا…
«تعدادی بلدرچین در مزرعهای زندگی میکردند. گندمها رسیده بود و میبایست آنها را درو کرد. بلدرچینها به همدیگر گفتند که تا وقتی گندمها درو نشده است، در اینجا میمانیم و با شروع درو به جای دیگری کوچ میکنیم. مزرعهدار پیر به اهالی روستا گفت که هنگام درو فرا رسیده است، بیایید گندمها را درو کنیم. چند روزی گذشت و خبری نشد. سپس مزرعهدار پیر به اقوام و خویشان خود پیغام داد که هنگام درو فرا رسیده است، بیایید تا گندمها را درو کنیم. دوباره چند روزی گذشت و کسی نیامد. مزرعهدار پیر که این وضع را دید، پسرانش را جمع…
من و شما گاه زندگیمان در نت تعریف میشود. صبح هنوز از جایمان بلند نشده، مینشینیم پای سیستم و ایمیل و گودر و فرفر و غیره و بعد تازه میرویم آبی بزنیم به صورتمان و دستی بکشیم به موها. این است که اینترنت نه بخشی از زندگی ما، که همراه ِ زندگی ماست و گاهی اصل زندگیمان. این هم، نه خوب است و نه بد. بگذریم. اینچنین گاه برای زندگی مسئلههایی پیدا میشود که نیاز به کشف و پیدا کردن راهی برای حلشان است. چند مورد را با هم مرور میکنیم. یک: رابطه با نامحرم یکی از موارد مهم در…
مجتبی دانشطلب در نوشته پیشین گفته شد: «شاید همانقدر که ضعف ممیزی باعث لحن حق به جانب شجاعی شده به همان میزان هم شجاعی باید از پرت بودن اعضای ممیزی برای سبک سنگین کردن آثار خودش متشکر باشد. به عنوان نمونه شجاعی کتاب «دمکراسی یا دمقراضه» را سال ۸۷ یکسال قبل از انتخابات تحت عنوان «متون فاخر» چاپ کرده و چاپ پنجم و ششم آن هم در فاصله نزدیک به انتخابات هر کدام با شمارگان بیست هزارتایی روانه بازار شده است. بدون هیچ شکی اگر ممیزی وزارت ارشاد در سطحی بود که بتواند بیانیههای سیاسی را که در قالب محصولات…
مجتبی دانشطلب تنشهای انتخابات پرهیاهوی سال ۸۸ محمل سیاسی شدن بسیاری از کسانی بود که پیش از آن مستقیما دستی در سیاست نداشتند، هنرپیشگان و خوانندگان و شاعران و داستان نویسان و دیگرانی بودند که دست به حرکات و موضع گیریهای انتخاباتی زدند و حتی اظهارنظرهای تند سیاسی هم از آنها دیده و شنیده شد. به غیر از مواردی مثل محمدرضا شجریان، محمد نوری زاد، عبدالجبار کاکایی و عناصر کم اهمیت تری مانند بهاره رهنما و محمد حسینی و…، یکی از کسانی که دخالت عینی او در رقابت سیاسی باعث تعجب بسیاری از مخاطبانش شد سیدمهدی شجاعی بود. او که…
بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقایِ دکتر سیدمهدی خاموشی سلام علیکم اواخرِ سال ۱۳۸۹ و پس از تعطیلیِ سایتِ «خانهٔ کتابِ اشا» به دلیلِ مشکلاتِ مالی و فقدانِ بودجه، یکی از مشاورانتان از جانبِ شما با تلفن همراه بنده تماس گرفت و دلیل تعطیلیِ سایت را جویا شد. این تماس هیچ ارتباطی با رصدِ فضایِ فرهنگیِ کشور از جانبِ شما نداشت. لابد به خاطر دارید که تماسِ مشاورِ شما، حدود یک ساعت پس از تماسِ بسیار کوتاهِ بنده با تلفن همراه شما بود. من به شما گفتم: از بدقولی شما که باعث تعطیلی کارِ اشا شد متشکرم. ظاهراً این حرف…
بازنمایی مهم است؛ اینکه سرجمع در مورد رفتارهای یک طیف، چه چیزی بازنمایی میشود و برداشت عمومی و کلی ِ مخاطبان چه چیزیست. خیلی وقتها برای خیلیها مهم نیست چه چیزی حق و چه چیزی باطل است و یا نه وقتش را دارند و نه تخصصش را که اینها با بفهمند؛ برای همین به فهمشان از بازنمایی اتکا میکنند؛ حالا اگر این طیف، هوشمند باشد حواسش را جمع میکند که این بازنمایی، بازنماییئی باشد که دیگران را دلگرم کند به این طیف و جریان؛ دیگران را همراه کند و همدل و گاهی همسخن تا بتواند از این همدلیها، مشارکتشان را…
بدنهی نیروهای حزباللهی و انقلابی فضای مجازی، در گروهها، هستهها و دستههای مقاومت مختلفی در حال فعالیت هستند. این جلسه، به ظاهر بنای جدیدیست برای تشکیل حلقهای دیگر در کنار حلقههای دیگر فعالان فضای مجازی. گروههای فعال فضای مجازی، چه مجمع وبلاگنویسان مسلمان و چه این اتفاق اخیر، حزبالله سایبر، و چه این نشست که مُهریست بر آغاز مسیری جدید، همگی بناست تا به حضور نیروهای انقلاب در فضای مجازی انسجام بخشند و هر یک، به واسطهی افرادی که در خود دارند و به همت کسانی که در این جمعها پرورش مییابند، نمایندهای باشند برای انقلاب اسلامی در فضای مجازی….
از وبلاگ مرحوم «جسد زنده» دیروز ***** یک هفته قبل از ۲۷ خرداد ۸۴ – سایت کامپیوتر دانشکده ـ محسن! به قالیباف که رأی نمیدهی؟ ـ چطور؟ ـ اگر میخواهی به قالیباف میخواهی رای بدهی، کمی صحبت کنیم. ـ نه من به دکتر احمدی نژاد رای میدهم. ـ آهان. اوکی! باز اون بنده خدا بهتر از این مرتیکهی ریاکار هست. رضاخان حزبالهی! دیدی چطور تبلیغات میکنه؟ این شد اصولگرایی؟ اگر بخواهی به اصولگرا رای بدهی که قالیباف اصلا اصولگرا نیست، اگرم بخواهی به اصلاحات رای بدهی … البته تو که به اصلاحات رای نمیدهی. ـ اخوی! عرض کردم به…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
فکر کنم نسخهی دوم اشا بود که یک مطلبی نوشتم در معرفی ِ کتاب یک لیوان شطح داغ ِ احمد عزیزی. یکی از بهترین کتابهایی که خوانده بودم. کتابی که هر وقت احساس میکنم از همهی کتابها خسته شدهام و وقتی میبینم دنیا دارد میگیردم، میروم و میخوانمش. توی ِ کتابخانهام هم جاییست که وقتی روی تخت دراز میکشم، راحت بشود برش داشت و ورقش زد. به خصوص آن آخرین فصلش که بهترینش است. و ما چندین سال است داغدار وضعیت ِ عزیزی هستیم که روی تخت بیمارستان افتاده است و معالجات پزشکی هم جوابگو نبوده است. دیروز داشتم حاشیههای…
اینجا نجف است و هر چه میگردم، اگر چه نشانی از فاطمه نیست، اما هر چه هست، حال و هوای ِ شهر، فاطمیست. من همه جا دنبال ِ فاطمه میگردم و هر جا میروم، احساس میکنم یک چیزی روی همهی شهر گستره و سیطره دارد. اینجا نجف است و فاطمه، باید مدینه باشد. و من همینجا دنبالش میگردم. در میانهی همهی تاریخی که کوفه و نجف در خود دارد. در لا به لای ِ دیوارهای حرم ِ حضرت ِ امیر. و آنقدر که فاطمه اینجا هست، شاید مدینه نباشد. من اما هنوز مثل ِ آدمهای بهتزده، مدینهی بیفاطمهی پارسال را…
بایگانی سالانه
موضوعات وبلاگ
- تأمّلات و تحمّلات (۱۵۵)
- رسانه و ارتباطات (۸۸)
- زنان و خانواده (۲۷)
- فرهنگ و جامعه (۵۱)



