خیلی طول کشید تا وقت کنم و چیزی بنویسم. به حتم هم آنی نشد که گلپر ِ گلدختر انتظار داشت. هرچه، یک چیزهایی در بارهی حجاب و اینها نوشتم به بهانهی دعوت شدن. یک سری مطلب هم هست در مورد ِ اساس ِ حجاب و پوشش ِ زنان در اسلام که متفاوت ِ از نظریههای فعلیست و چون فکر میکنم داد و بیداد راه میاندازد و الآن هم وقت ِ داد و بیداد نیست می گذارم برای یک فرصت ِ دیگر. ………………………….. یک: هفتهی پیش در مراسم ِ افطاری، منزل ِ یکی از اقوام، یک نفر در ِ گوشی از…
شاید بازارِ کتابِ انقلاب، برای خیلیها محیطی جالب به نظر آید. محیطی به مراتب خوب برای کسانی که دغدغههایشان بر گـِرد ِ مسائلِ فرهنگی میگردد. از دانشجو و طلبه گرفته تا کسانی که در سبد ِ کالایِ خانوادهشان، کتاب جایگاه ِ خاص و منحصر به فردی دارد. بازار کتاب، یکی از مهمترین فضاهای فرهنگی هر جامعه است. از ویترینها، حجم کتابفروشیها، کمیت و کیفیت ِ خرید ِ کتابها و خیلی از این دست میتوان به اطلاعات خوبی نسبت به وضعیت فرهنگی جامعه دست پیدا کرد و میدانی که این دید را عینیتر و واقعیتر در اختیار قرار میدهد، حضور در…
ما بوی قرمهسبزی را به بوی ِ هاتداگ ترجیح میدهیم. ما ترجیح میدهیم، به جای ِ فلافل ِ بیروتی، دیزی بزنیم. ما کالباس و سوسیس نمیخوریم. چون کالباس از آشغالگوشتهای گوساله و اونجای ِ گاو درست میشود و ممکن است خوردن ِ اونجای گاو، آدم را منحرف کند. ما از نسکاله بیزاریم و مارکهای صهیونیستی را نمیپسندیم. چون باور داریم که خوردن ِ اینها، آدم را به بیراهه میکشد. ما ترجیح میدهیم وقت ِ سرما خوردگی، به جای خوردنِ آدولت کولد، عسل آبلیمو بخوریم. ما به غذاهایی که میخوریم دقت میکنیم و انظر الی طعامک را قبول داریم. ما سعی…
بازی وبلاگی به مناسبت ِ چهارده خرداد، میتواند خاطرهانگیز باشد. خاطرهای از خودمان، پدر و مادرمان، یا یکی از نزدیکانمان، می تواند این روزها را برایمان پربارتر کند. به سهم ِ خود، آنچه در ذهن دارم را مینویسم و دعوت میکنم تا دوستان دیگر نیز در این بازی شرکت کنند. جالب خواهد بود، زمانی که نوشتههای این بازی را در یک وبلاگ ِ اختصاصی جمع کنیم. *** بوی ِ چهارده خرداد که میآید، یاد ِ خمینی میافتم. یاد ِ صبحی که من و برادر ِ کوچکترم، توی ِ اتاق خواب، ولو شده بودیم و عمهام آمدند تا با همدیگر به…
در فعالیتهای فرهنگی، اینکه هزینهها از کجا تامین میشود مسئلهی مهمیست. بسیاری از گروهها و جمعها به بهانهی همین مورد، در دامِ دولتی کاری و یا استفاده از بودجههای حرام افتادهاند و یا به علتِ فرار از این موارد، توفیقی در ادامهی مسیر نداشتهاند. الگوهای فعالیت در پیش از انقلاب به نظر هنوز جای کار دارد. استفاده از ظرفیتِ بازار، استفاده از ظرفیتِ تجار و ثروتمندانی که آگاهی لازمی نسبت به فعالیتِ فرهنگی دارند، به نظر هنوز بهتر از منت کشیدن از سازمانهای نادانِ فرهنگی میباشد. استفاده از ظرفیتِ این سازمانها گاه فعالیت را دچارِ نقصانها و کمبودهای جدی میکند….
