در یک دهه اخیر، اندیشکدهها، هستههای سیاستگذاری و نهادهای تصمیمیار با شتاب در ساختار جمهوری اسلامی گسترش یافتهاند. گرچه این روند در ظاهر نشانه نهادینهسازی عقلانیت سیاستی و اتکای حاکمیت به الگوهای سیاستگذاری عمومی (Public Policy) است، اما در واقع بخشی از پروژهای مهارکننده است؛ پروژهای برای جذب و مدیریت انرژیهای سیاسی نسل جدید انقلابی و سوق دادن آنها به عرصهای خنثی از سیاست. از دهه ۱۳۹۰ به بعد، همزمان با تعمیق شکافهای اجتماعی و بروز اعتراضات مختلف، جمهوری اسلامی بهجای گشودن راه مشارکت در سیاست (Politics)، جوانان نخبه و دغدغهمند را به سمت حوزه سیاستگذاری (Policy) سوق داد. در…