مطالب بیشتر
برخورد با وبلاگنویسان، گاه برخورد با وبلاگنویسی تعبیر میشود و بازنماییاش، بدل به جریانواره میشود. و گاه که تعبیر نه، عین ِ برخورد با وبلاگنویسیست. در این فرض، قاضی ِ دادگاه، و فراتر و مهمتر از از او، قاضی القضات و ید ِ باسط الاختیارش، دادستان است که باید تشخیص دهد به بصیرت که با برخورد، پاشنهی چه چیزی را میزند؟ که برخورد با وبلاگنویس ِ خاطی، که واجب است و بر اساس قانون، روح ِ حرکت انقلاب اسلامی را، که قانونساز است، مخدوش نکند. گاه فرض این میشود که «سیستم» و «جریان» ی میخواهد با وبلاگنویسی برخورد کند، و…
نه ِ دی، خالصترین حضور ِ انقلابی ِ مردم را میشد در خیابانها دید. مردمی که فتنه را پس میزدند به مدد حضورشان. به مدد بصیرت و وقتشناسیشان. نه ِ دی، روز ِ انقلاب ِ اسلامی بود. برای منی که تجربه نکردهی روزهای پنجاه و هفت بودم، نه ِ دی، زاویهای بود تا از دریچهی آن، سالهای آغازین برایم تداعی کند. اگرچه معتقدم که حاضران ِ نه ِ دی از کسانی که سالهای پنجاه و هفت را رقم زدند با بصیرتتر بودند و کار ِ ایشان گرانقدرتر از پنجاه و هفتیهاست. خیلیها را نه دی دیدم. از مرحوم محمود گلابدرهای…
این میشود که مثلا آدم خیلیها را دوست دارد. از همین آدمهای دور و برمان تا آدمها و آدمکهایی کمی دورتر و دور از دسترستر. چه که این آدمها را یکبار حتا در زندگیات ندیده باشی و دوستشان داشته باشی. اصلش سررشتهی همه چیز محبت است. هر چه هم که بخواهی اسم این سررشته را چیزهای دیگر بگذاری، چیزی عوض نمیشود و آدمی اول و آخرش با همین محبت سر و کار دارد. ماها میتوانیم خیلیها را دوست داشته باشیم. این خیلیها واقعا خیلیست. یعنی میشود حد و مرز نداشته باشد تعدادش و گیر فقط در کیفیتش است. یعنی ما…
من نمیدانم بعضیها چرا اینقدر خوشگلاند. حداد عادل با تسنیم(بخوانید بدل ِ فارسنیوز)، مصاحبه کرده و گفته است که «با وجود شورای نگهبان نگران طرح اصلاح قانون انتخابات نیستیم» و به مسئولین اجرایی و در اصل احمدینژاد گفته است که «شورای نگهبان بر اساس مر قانون عمل میکند و از این رو نباید در خصوص بررسی اصلاح قانون انتخابات نگران بود». یا حداد عادل نمیداند که روی صحبت احمدینژاد با مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است و یا خودش را به ندانستن زده است. هرچه، اینکه یک آدم از یک همچو طرحی نگران نیست، برایم جای تعجب دارد. اصلش، تصویب…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
«سوال از رئیس جمهور حق قانونی نمایندگان مجلس است.» این کلیدواژهی تکراری به مناقشه خواندن رئیس جمهور است. سوال ِ از رئیس جمهور اگر چه صورت ِ سوال دارد، اما در باطن و در ماهیت، برانگیختن و دعوت به مناقشه و منازعه است. مجلس این را در ارتباط و تعامل با دولت بارها نشان داده است. جنس سوالهایی که سال گذشته از محمود احمدینژاد پرسیده شد، سوال سیاسی برخی نمایندگان مجلس بود که دوست داشتند احمدینژاد را به بازی مناقشه و منازعه بخوانند. مجلس را میاندارهای مجلس میگردانند و بازیگردان اتفاقات، مثل بسیاری از جمعها، عدهای محدود هستند. پرسش از…
اصلش ما الان باید افتخار کنیم که صدای و سیمای ِ جمهوری، چندین و چند شبکه دارد و میتوان گفت که دارد بیست میشود. عدد کمی نیست این بیست. ابتکار به خرج دادهاند و خب این همه شبکه داریم الان و خیلی هم نمیشود مته به خشخاش گذاشت که نباید و نبایست؛ اگر چه این تعدد هزینهبر است و نیاز دارد سنجیده شود که آیا این همه به هزینهاش میارزیده یا خیر. توی فک و فامیل ما و در و همسایه، این آنتنهای دیجیتال خوب جا باز کرده است و اگر هدف حضرات، استفادهی کمتر ملت از ماهواره بوده است،…
فضای مجازی، چشمهایش را برای مدتی از دست داد؛ مجید بذرافکن، برای نود و یک روز میزبان زندانهای ِ جمهوریست. محکومیت ما در دادگاههای جمهوری مصیبت نیست؛ اما دادگاه انقلاب، که باید محرم حرفهای سرباز انقلاب باشد و خود میداند که جمهوری، گاه تاب شوق و شعور انقلابی سربازانش را ندارد، میتواند مصیبت تلقی شود؛ البت دادگاه انقلاب بودن، به اسم نیست و تا وقتی دادگاه ِانقلاب، قلب معنایی نمیشود که سربازان ِ انقلاب، پای ِ انقلاب بایستند. ما سربازان انقلاب هستیم، نه نیروهای جمهوری و وظیفهی ما آن است که حیات طیبهی انقلاب را تامین کنیم تا زندگی ِ…
این مطلب به دلیل درخواست دریافتی از کمیتهی فیلترینگ برای حذف، حذف گردید همین مطلب در نشریهی نه دی: لینک همین مطلب در وبلاگنیوز: لینک
اتفاقهایی افتاده است که همه قانونی بوده است. یعنی شکل ِ قانونی داشته است. اینکه فلان شخص در وبلاگش و سایتش و جایی انتقادی مطرح کرده است و به مذاق مثلا دادستانی خوش نیامده و آن را غیرقانونی و خلاف مصلحت و غیره و غیره و طرف را خواستهاند بیاید دادگاه و برایش پرونده درست کردهاند و دادگاهیاش کردهاند و سوء سابقه برایش رد کردهاند و شده است مجرم. نه به همین راحتی، اما به همین راحتی! پیشتر هم در مطلب و مطلبهایی نوشته بودم که این رفتار، درست نیست. این رفتار اگر چه صورتی قانونی داشته باشد و دارد،…
فکر میکنم سال هشتاد و هفت بود و مراسم ِ سالمرگ ِ فردید در بنبست ِ مهربان ِ صبای ِ جنوبی. استاد داوری اردکانی صحبتی داشت و آنچه که برایم از آن سخنرانی مانده است دو نکته بود. یکی اینکه برای ِ بارهای ِ بار تصریح کردند که «فردیدی نیستم» و دیگری اینکه «خیلیها میگویند فردید مهم نیست و هیچ اهمیتی ندارد و اگر واقعا اهمیت ندارد، به او و حرفهایش نپردازند.»(مضمون صحبتها) مهر ِ همان سال بود که کانون اندیشه جوان همایشی برگزار کرد در سلسله همایشهایش در بارهی شخصیتها، در بارهی سیداحمدفردید. دکتر محمدرجبی، یکی از سخنرانان بود که…
بنیاد ملی مد و لباس اسلامی ایرانی صبح یکشنبه، ۲۵ تیرماه با حضور سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گشایش یافت. این اتفاق، در حدود دو هفتهی پیش رخ داد و دیروز، اولین محصول این بنیاد با عنوان «چادر مانتو» در نمایشگاه قرآن و با حضور لاله افتخاری، نمایندهی مجلس و رئیس فراکسیون قرآن و عترت رونمایی شد. اینکه بنیادی با هدف ساماندهی و یا طراحی مدلهایی برای پوشش، شکل بگیرد، بی نفسه امر مبارکیست. اما در این میان، سیاستی که ترویج میشود بسیار اهمیت دارد. نمود و نوع تعاملی که بنیاد برای کارهای خود انتخاب میکند، نمایانگر…
من امیرحسین ثابتی را خیلی نمیشناسم. یعنی رفاقت نداریم با هم که شده باشد گپی بزنیم و چیزی بخوریم و چرخی بزنیم. سه بار هم بیشتر ندیدمش، اگرچه بارها خواندهامش. پیشتر نیز خبر داشتم که امیرحسین، پروندهای دارد. اما در جریان نبودم و ناچار با مهدی خانعلیزادهی فیلترشده صحبت کردم و موارد پروندهاش را «توهین به رئیس مجلس»، «تشویش افکار عمومی علیه نمایندگان مجلس»، «انتشار اسناد حکومتی» و «جاسبیگرا نامیدن لاریجانی» گفت. من نمیدانم چه خبر شده است و چه باید کرد. اما فکر میکنم برخوردهای با اشخاص به نحوی شده است که وزنها رعایت نمیشود. پیشتر در بارهی رفتارهای…
دو مطلبی که در بارهی ما و سینما نگاشته بودم( ۱ و ۲ )، سه کامنت مفصل و به نظرم قابل تأمل داشت که فکر کردم شاید منتشر نکردنشان در قالب یک پست، کار درستی نباشد. …………………………………………………………………………….. امیر این را قبلا در جایی نوشته بودم که الان دیگه نیست گفتم چون مرتبط هست بگذارم : بالاخره باید پاسخ داد ؟ به علما و روحانیون علاقه و ارادت دارم و معتقدم در زمان حاضر این عزیزان به صرف شجاعت پوشیدن لباس روحانیت قابل احترام هستند. اما متاسفانه در این چند ساله که بحث رسانه در بین دوستان حوزوی داغ شده همواره…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند. میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپاریدشان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأیگیری بار…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
بازی ِ مسخرهی تمسخر اصغر فرهادی و به همان اندازه، بازی ِ مسخرهی حلوا حلوا کردنش، از همان زمان آغاز شد که انتظارش میرفت. وا ماندم که این همه از چیست؟ این همه هول برداشتنها از اینکه یک نفر رفته است و جایزهای گرفته است برای چیست؟ چرا این همه سر و صدا. نه اینکه مثلا برای این جایزه اهمیت قائل نباشم که اینطور نیست. بلکه نحوهی تشویق و تاییدها در بسیاری از موارد معطوف به خود جایزه نبود. دعواها و بحثها، خالهزنکی بودند. بحثهای مسخرهی دست دادن ِ محرم و نامحرم که انگار از اصغر فرهادی چه انتظاری غیر…
نحوهی برخورد نامناسب با نوشتهها و وبنوشتهها، خیلی وقت است دامن ِ وبلاگستان را گرفته است و گیر داده به حلقومهایی که رسانهای جز یک وبلاگ ِ زپرتی ندارند. آیا ما همهمان، حسین قدیانی هستیم؟ آیا لازم است همه حسین قدیانی باشیم؟ مگر حسین قدیانی چیست یا کیست که باید همه، حسین قدیانی باشند؟ مقدمه قدیانی، پس از حماسهی نهم دیماه هشتاد و هشت و پس از فروکش کردن فتنهی انتخابات، مطالبش را در قالب ِ وبلاگ منتشر کرد. یعنی زمانی که بصیرت عمومی افزایش یافته بود و فتنه، تا حدود زیادی دفع شده بود. پس از حضور چشمگیر امت…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
من نمیدانم چرا باید درخواست شود که مفاد یک مذاکره، که برایش خون ریخته شده است و بدل به یک امر هویتی شده است، مخفی و محرمانه باشد. تیم ایرانی از چه چیزی هراس دارد و مگر چه دارد تقدیم غرب میکند که باید اصرار داشته باشد که مفادی که در بستهی پیشنهادیاش است محرمانه باقی بماند. صداها و خبرها و حرفهایی که در فضای رسانهای رد و بدل میشود حاکی از آن نیست که بیش از این میشود به ظریف و تیم مذاکره کنندهی هستهای اعتماد داشت و اگر حتی اعتماد داشت، نمیتوان چشمها را بست و همه چیز…
ـ گند زدهاند. حالا من مینویسم گند. وگرنه وضع خرابتر از اینهاست و شما به جای «گند زدهاند»، هر عبارت ِ سخیفتری میتوانید به کار ببرید. و هر چه این عبارت سنگینتر باشد، به حقیقت ِ کاری که اینها کردهاند، نزدیکتر. ـ آن مغزی که همچه چیزی را پیشنهاد داده را به نظرم باید بیاورند بیست و سی، تا ملت با این همه هوش ِ سرشار آشنا بشود. همه را هم ردیف کرده برای این مراسم. از نیروهای نظامی و امنیتی و غیره گرفته تا وزیر و وکیل و آخوند و غیره. همه هم مثل ِ ماست ِ نماسیده، در…
