مطالب بیشتر
متنی که پیشتر نوشتم، اگر چه آشفته، مثل ِ خیلی متنهای دیگرم، حرفی داشت که شاید در گیر و دار ِ همان آشفتگی، کمتر شنیده شد. اگر چه بازخوردهایی که گرفتم، اینچنین نبود و بسیاری، آنچه را بیان داشته بودم، گرفته بودند. اما برای برخی نیز، متن به مثابهی پیشنهاد ِ بازیگر شدن زنان حزباللهی برای بهتر شدن اوضاع سینما جلوه داشت. قصد و نیت آن نبود که بگوییم بیاییم و بازیگران را تعویض کنیم تا همه چیز حل شود. همهی متن، در استخدام ِ این حرف بود که نمیشود بیرون ِ گود نشست و فقط حرف زد. نمیشود خود…
نسبت میان ِ رسانه و تشویق به پوشش مناسب چیست؟ این نکته، جدای این است که آیا رسانهی به اصطلاح ملی، در ترویج و تشویق مردم به عفاف و حیا و حجاب موفق بوده است یا خیر. حتا نه در قامت ِ برنامههای اختصاصی که به صورت تفصیلی به این موضوعات بپردازد، در لابهلای برنامههایش چه قدر به این موضوع پرداخته است. صدا و سیمای ِ جمهوری اسلامی، در بارهی حجاب اجباری و گشتهای ارشاد چه کارنامهای دارد؟ چه فعالیت و برنامهی جدیئی تولید شده است که موضوعاش له و یا علیه حجاب اجباری و گشتهای ارشاد باشد. به صورتی…
فکر میکنم چیزی نمانده است تا سر آغاز مرحلهای که دیگر تهران، رویهی حجاب نداشته باشد. نه حجاب ِ مختص زنان که مردان نیز، حجاب ِ آویخته را پشت سر میگذارند. پیشتر و در قالب مطلبی(+) نگاشته بودم که شکست جمهوری در مقولهی حجاب، آغاز شده است. طلیعهی نمایانش، راهپیماییهایی بود که ساخته و برساختهی مردم نبود و پارسال را با آن از سر گذراندند. نه اینکه اجتماع، موافق ِ بیحجابی باشد که چنین نیست و هنوز بسیاری در این مرز و بوم، حجاب را مایهی شرافت انسانی ِ خویش و مایهی آزادی و آزادگی خویش میدانند و آن را…
رعایت ِ نوع حجاب و پوشش در میان اقوام و منطقههای ایران، متفاوت است. در میان برخی، پوشش، حداکثریست و در برخی به الزامات دینی و در برخی دیگر به حساسیتهای عرفی ختم میشود. به عنوان نمونه، در منطقههایی مثل ِ مازندران و گیلان که زنان نقش ِ جدیئی در کار و فعالیت دارند، نوع پوششی که رعایت میشود متفاوت است و با معیارهایی که از پوشش در متون شرعی دیده میشود، همخوانی ندارد. این نوع نگاه، نه تنها در شمال که در منطقههایی همچون کردستان و اقوام ترکمن نیز وجود دارد. این در حالیست که از این نحوهی پوشش،…
زمانی که حزباللهیها حاضر باشند ناموس خود را برای بازیگری و نمایش، جلوی ِ دوربینها بفرستند، می توان امید داشت که ما سینمایی خواهیم داشت که در آن حرفهای انقلاب اسلامی زده میشود. چندین دهه و سال است که قشر مذهبی با سینما دست و پنجه نرم میکند. چندین دهه و یا حداقل چندین سال است که ما در بارهی سینمای دینی، سینمای انقلاب اسلامی، سینمای ِ آرمانی، سینمای معنوی صحبت میکنیم و در این میانه، آرمانیترین نقطهی پژوهشیمان که شاید به تمامه پژوهش نامیده نشود، اما نگاههای ِ تاحدی تبیین شدهای دارد، حرفهاییست که مرتضای ِ آوینی نگاشته است….
راستش دو هفتهای بود میخواستم در بارهی این موضوع بنویسم. اما هر چه کردم، دیدم نه حوصلهی بحثهای تکراری را دارم و نه آنقدر وقت که بخواهم در مورد موضوعی که صدها بار بیان شده است، چیزی بنویسم. اما نوشتهی آهستان، نگذاشت. بارها در جلسات مباحثهی فلسفه اسلامی و جلسههای کوچک ِ عرفان نظری و فلسفهی غرب و همه و همه و همهای که گاه و بیگاه داشتیم، یکی از مهمترین مباحثمان در گیری میان عرفا و کلامیها و فلاسفه بود. و در این میان، چاره در بسیاری موارد، رد کردن بود؛ رد کردن به معنی بیخیال شدن. به معنی…
تعداد بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصیترین اطلاعات خود را در «سایت ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران» ثبت کردهاند. این اطلاعات اغلب شامل اطلاعات شخصی، مشخصات فردی و راههای برقراری تماس است. اطلاعاتی که برای هر کسی ارزشمند بوده و میتواند مورد سوء استفاده و بهرهبرداریهای افرادی قرار گیرد که برای قانون و حقوق مردم حرمتی قائل نیستند. این اطلاعات تنها به این دلیل در اختیار سایت ساماندهی قرار میگیرد تا بر اساس امکانات قانونیئی که برایشان فراهم میشود، بتوانند مسیر دقیقتر و منظمتری را در فضای اداری و قضایی طی کنند؛ اما اکنون یک سهل انگاری ساده باعث…
پیرامون بحث و بررسی پیرامون فضای مجازی، هفتهی پیش با دوستانی در جلسهای به میزبانی آقای خرمآبادی شرکت کردم. از کارگروه، این آقایان حضور داشتند: ـ آقای خرمآبادی(دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و مشاور دادستان کل کشور) ـ مهندس مهدی جابریان(عضو دبیرخانهی کارگروه) ـ مهندس امیری(از ادارهی رصد کارگروه) ـ آقای حسینخانی(رئیس ادارهی اجرایی کارگروه) جمع ما نیز از این عزیزان بودند: ـ محمدصالح مفتاح(وبلاگنویس؛ فعال شبکههای اجتماعی؛ مدیر مسئول سایت خبری تحلیلی تریبون مستضعفین) ـ کبری آسوپار(وبلاگنویس؛ فعال شبکههای اجتماعی؛ خبرنگار سرویس سیاسی روزنامه جوان) ـ مهدی خانعلیزاده(وبلاگنویس؛ فعال شبکههای اجتماعی؛ خبرنگار سایت رجانیوز) ـ حسین رضویپور(وبلاگنویس؛ فعال…
اصلش، اختلاف ما با خیلیها، بر سر ِ آن نیست که ما از کجا آمدهایم و آمدنمان بهر چه بوده است و به کجا میرویم آخر و الخ. بازی این روزها، گاهی پیچیدگیاش به ابهام پرسشش نیست. بلکه به نپرسیدنش است. یعنی به فکر نکردن است. نه در مورد ِ پاسخ ِ به پرسش که در مورد اصل ِ پرسش. یعنی خیلیها این روزها نیاز ِ به پرسش را در خود احساس نمیکنند. در یک تخدیری قرار دارند که مانعشان میشود از پرسش و تأمل. در یک نوع رضایتمندی ِ در عین ِ نارضایتی قرار دارند که منعشان میکند. در…
لطف کنید و اگر کامل گزارش ِ مجلس دیروز را نخواندهاید، لطف کنید و یک بار آن را از این لینک بخواند. به تیتر زدنهای فارس هم بیاعتنا باشید. *** به واقع مجلس دیروز نمایش داد که حرفها، بحثها، دغدغهها و همهی آنچه که داشت، فراتر از بحثهای رسانههای جنجالساز و آرامشستیز نیست. مجلس دیروز به نمایش گذارد که میتوان دغدغههای مجلسیها را در سایتهای مختلفِ زیر ِ پوشش نهادهای قدرت و ثروت خواند و باور داشت که عمیقتر و دقیقتر از آن نمیتوان چیز دیگری یافت. نمایش داد که شأنی که برای خود قائل است، خلاصهی در بحثهای ِ…
مثلا میشود در مورد عید نوشت؛ در مورد اینکه ماهیهای قرمز را نخرید برای عید؛ یا مثلا در مورد اینکه خانهتکانی مردها را خیلی خسته میکند؛ یا اینکه جبههی پایداری بیشتر رای آورده است یا جبههی متحد. و حتا «علم بهتر است یا ثروت؟» اما این همه آیا پاسخگویی به وظیفهایست که بر دوش داریم؟ آیا ما وظیفه نداریم در برابر ِ فروش ِ شخصیترین اطلاعاتمان توسط ِ مخابرات معترض باشیم؟(+) آیا این حریم ِ شخصیئی که از جانب مخابرات بیهیچ مخاطره در حال فروش است، عادلانه است و مصداقی بر ظالم بودن نیست؟ مگر چه باید انجام دهند تا…
مجلهی هابیل تعطیل میشود، آب از آب تکان نمیخورد؛ سیستم وبلاگدهی ِ «…» فیلتر میشود، آب از آب تکان نمیخورد؛ وبلاگ ِ «…» مسدود میشود، آب از آب تکان نمیخورد؛ تریبون مستضعفین فیلتر میشود، آب از آب تکان نمیخورد؛ حتاتر برای مسدود شدن اینها یه خط هم نمینویسیم و اعتراض نمیکنیم، بل خدای نکرده، «جمهوری» آسیب نبیند و یا «جمهوری» به این بهانه به ما آسیب نرساند. مثلا مسدود شدن ِ مجلهی هابیل، آه از نهاد ِ کدام سایتهای ِ خبری برآورد؟ از این همه سایت ِ منتسب به آقایان ِ اعیان ِ ثابتهی سیاست، کدامیک انقلابیوار، دم بر آورد…
بعد از این وقفه طولانی لازم است خدمت دوستان بزرگوار و رفقای عزیز و دلسوز سلام عرض کنم و آرزو کنم که همگی رو به راه باشند. اینجا بیشتر از زدن علامت «زندهام» و تقدیم چند نکته کوتاه مصدع نمیشوم: ۱ ـ هابیل میگفت بهتر است دوباره شروع به نوشتن کنم اما با آنچه گذشته است واقعا دستم به نوشتن نمیرود، فکر میکنم هنوز هم در وضعیتی نیستم که بتوانم به وبلاگنویسی برگردم. بعد از چند ماه تازه دیروز آخرین بازپرسی را از سر گذراندهام و تا اینجا فکر میکنم هر آنچه لازم بوده و نبوده را برای اثبات حسن…
ـ حسام مطهری نگاشته بود که احتمال دارد در انتخابات شرکت نکند و به حتم، دلیل ِ این شرکت نکردنش در انتخابات، دغدغهاش است برای تقویت انقلاب اسلامی؛ میشود خوشرقصی کرد و حتا نوشت برای تقویت جمهوری اسلامی. چه که این دو اگر چه در مقام تبیین جدا و منفک از یکدیگرند، اما پرچم و عَـلَم ِ انقلاب اسلامی به دست جمهوری اسلامیست(و ترسی در ماست که جمهوری اسلامی ِ کنونی، تاب ِ عَـلَمداری انقلاب اسلامی را نداشته باشد.) پرچم و علم ِ انقلاب در دست جمهوریست و مخالف ِ «عملکرد ِ جمهوری» نه مخالف جمهوری اسلامیست و نه مخالف…
داشتم فایلهای قدیمیام را نگاه میکردم. خوردم به یک متنی که آن وقتها برای سایت آبادگران جوان نوشته بودم و خاطرم نیست که آیا منتشر شد یا خیر. مطلب بدی نبود؛ اگر چه شاید ارتباط مستقیمی با فضای فعلی نداشته باشد، اما بیربط به فضای رسانهای فعلی نیز نیست. بازنشر بخشی از یادداشت شاید بد نباشد: بازارِ تیتر تیترهای یک روزنامه در خود خیلی چیزها را دارد و خیلی جهتگیریهای روزنامهجات را نمایان میسازد. برای مثال تیترهایی که مربوط به روزنامههای امروز کشور(۲۷/۲/۸۶) میباشند: اعتماد: رهبر انقلاب: دلایل مذاکره با آمریکا آفتاب یزد: رهبرانقلاب: گفت و گو با آمریکا فقط…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند. میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپاریدشان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأیگیری بار…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
بازی ِ مسخرهی تمسخر اصغر فرهادی و به همان اندازه، بازی ِ مسخرهی حلوا حلوا کردنش، از همان زمان آغاز شد که انتظارش میرفت. وا ماندم که این همه از چیست؟ این همه هول برداشتنها از اینکه یک نفر رفته است و جایزهای گرفته است برای چیست؟ چرا این همه سر و صدا. نه اینکه مثلا برای این جایزه اهمیت قائل نباشم که اینطور نیست. بلکه نحوهی تشویق و تاییدها در بسیاری از موارد معطوف به خود جایزه نبود. دعواها و بحثها، خالهزنکی بودند. بحثهای مسخرهی دست دادن ِ محرم و نامحرم که انگار از اصغر فرهادی چه انتظاری غیر…
نحوهی برخورد نامناسب با نوشتهها و وبنوشتهها، خیلی وقت است دامن ِ وبلاگستان را گرفته است و گیر داده به حلقومهایی که رسانهای جز یک وبلاگ ِ زپرتی ندارند. آیا ما همهمان، حسین قدیانی هستیم؟ آیا لازم است همه حسین قدیانی باشیم؟ مگر حسین قدیانی چیست یا کیست که باید همه، حسین قدیانی باشند؟ مقدمه قدیانی، پس از حماسهی نهم دیماه هشتاد و هشت و پس از فروکش کردن فتنهی انتخابات، مطالبش را در قالب ِ وبلاگ منتشر کرد. یعنی زمانی که بصیرت عمومی افزایش یافته بود و فتنه، تا حدود زیادی دفع شده بود. پس از حضور چشمگیر امت…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
من نمیدانم چرا باید درخواست شود که مفاد یک مذاکره، که برایش خون ریخته شده است و بدل به یک امر هویتی شده است، مخفی و محرمانه باشد. تیم ایرانی از چه چیزی هراس دارد و مگر چه دارد تقدیم غرب میکند که باید اصرار داشته باشد که مفادی که در بستهی پیشنهادیاش است محرمانه باقی بماند. صداها و خبرها و حرفهایی که در فضای رسانهای رد و بدل میشود حاکی از آن نیست که بیش از این میشود به ظریف و تیم مذاکره کنندهی هستهای اعتماد داشت و اگر حتی اعتماد داشت، نمیتوان چشمها را بست و همه چیز…
ـ گند زدهاند. حالا من مینویسم گند. وگرنه وضع خرابتر از اینهاست و شما به جای «گند زدهاند»، هر عبارت ِ سخیفتری میتوانید به کار ببرید. و هر چه این عبارت سنگینتر باشد، به حقیقت ِ کاری که اینها کردهاند، نزدیکتر. ـ آن مغزی که همچه چیزی را پیشنهاد داده را به نظرم باید بیاورند بیست و سی، تا ملت با این همه هوش ِ سرشار آشنا بشود. همه را هم ردیف کرده برای این مراسم. از نیروهای نظامی و امنیتی و غیره گرفته تا وزیر و وکیل و آخوند و غیره. همه هم مثل ِ ماست ِ نماسیده، در…
