مطالب بیشتر
یک نکتهی مهمی که خیلی مهم است و خیلی نظارتپذیر نیست، همین ذکر منبع از یک سایت یا وبلاگ است در ذیل یک مطلب. خاطرم هست، سال هشتاد و نه که در کانون اندیشه جوان مسئولیت نشر الکترونیک را بر عهده داشتم، یکی از مسائلمان همین نحوهی ذکر منبع بود. باشگاه اندیشه، که یکی از مهمترین بانکهای مقالات فارسی در حوزهی علوم انسانیست و از محصولات کانون، مطالبی که منتشر میکرد، گاه با فاصلهای کم در سایتهای دیگر نیز منعکس میشد. به نحوی که با ذکر کامل مطلب، تنها در ذیل مطلب با فونت ریزی عنوان «باشگاه اندیشه» درج میشد….
مثلن میگویند فلانی بناست نامزد ریاست جمهوری شود و اینکه دارد این همه کار میکند برای این است که جلب توجه کند و رأی جمع کند. این را و بسیاری شبیه ِ به این را، همالآن برای خیلیها میگویند. فلانی بناست رئیس جمهور شود، فلانی بناست وزیر شود؛ فلانی بناست نمایندهی مجلس شود؛ فلانی دارد فلان کار را میکند که هیئت علمی شود؛ فلانی را که میبینی دارد این خدمات را انجام میدهد دلیلش این نیست که به فکر مردم است ها! نه! ساده نباش! دارد برای پست و مقامی بالاتر آماده میشود! ما نیتخوانی میکنیم. ما انگیزهشناسی میکنیم. ما…
من امروز اشک ریختم. به حال ِ خودم و به حال ِ خیلی چیزها. اصلش هر روز اشک میریزم؛ اما امروز خاصتر و در حال و هوایی دیگر. روی موتور و وقتی داشتم خیابان ِ میرزای ِ شیرازی را بالا میآمدم. وقتی که از جلسهای که با انجمن زنان مبارز مسلمان داشتیم بیرون میآمدم و پای ِ صحبتهای خانم جلالوند بودم. بارها و بارها در همان جلسه خواستم وقت بگیرم و اشک بریزم؛ که نمیشد. بارها و بارها احساس سنگینی ِ نفس داشتم و نمیشد که صحبتها را به خاطر ِ احساس ِ مسخرهی خودم به هم بریزم. وقتی داشت…
من سوال دارم. خیلی هم سوال دارم. سوالهایم هم سوالهای مهمی هستند و جوابهایش میتواند در زندهگی خیلیها تاثیر داشته باشد. سوالم هم از دین است. سوالهای جدیئی هم هستند. دلیل ِ سوال داشتنم هم انتظاریست که از دین داریم. خب ما انتظار داریم که دین ِ اسلام که دین ِ خاتم است و کامل، جوابهایی برای این سوالها داشته باشد. ما به طور کلی از دین انتظار داریم که دنیایمان را با قواعدش بتوان اداره کرد. انتظار ِ کارآمدی داریم از دین. بعدتر که از دین انتظار داشتیم، میشود از نظام جمهوری اسلامی نیز انتظار داشت. سوالهایی هم که…
سریال زنان سختکوش درباره زنانیست که در یک محله زندگی میکنند و هر کدام در زندگی خود دارای «اسرار» و «رازهایی» هستند. سریال زنان سختکوش روابط این زنان با یکدیگر و همچنین با افراد دیگر را به تصویر کشیده و زندگی خصوصی آنها را بررسی میکند. داستان در اصل، بعد از خودکشی مرموز یکی از زنان ِ همسایه، در اولین قسمت و در شروع فیلم اتفاق میافتد. این زن، یعنی “مریس آلیس”، در ادامهی سریال نریشنها را اجرا میکند و در اصل، راوی ِ قصه است. اینچنین است که در ابتدا و انتهای ِ هر قسمت، گوینده با جملاتی که…
اصلش، آدم باید قدرشناس باشد. یعنی خوبیهای عالم رو ببیند و شکر کند خدا را به خاطرشان. به بودن ِ داشتنیهایش افتخار کند و به دیگران نیز معرفیشان کند تا استفاده کنند و بهره ببرند. وبلاگهای نماز شد و اسلام دنیا را فتح خواهد کرد نیز از این دستهاند. یعنی دو وبلاگی که اگر چه شاید زیاد خواننده نداشته باشند و شمارشگرها تعداد خوانندههای ِ وبلاگ را زیاد نداند، اما وبلاگهای خوبیاند. و بیشتر از آنکه وبلاگ باشند، ایدهاند. ایدهای که باید دست به دست بچرخد و دیگران نیز در آنها سهیم شوند. دیگرانی که میتوانند این ایده را بپرورانند…
سحابی فوت کرد. به ظاهر در سن هشتاد و یک سالهگی. البت، سحابی خیلی وقت است که مرده است. خیلی پیشتر از آنکه حیات ِ مادیاش به اتمام برسد. اصلش آدمها وقتی میمیرند که بر آرمانهایی بکوبند که خیلی وقت است تمام شدهاند. سحابی نیز بر طبل ِ آرمانهایی میدمید که خیلی وقت بود هرز رفته بود و به پایانش رسیده بود. سحابی، دشمن بود اما، دشمن ِ خطرناکی نبود. بچهزادهی یکی از خودش بهتر بود که خطاهای زندهگیاش، مرگش حقیقیاش را خیلی وقت پیشتر رقم زده بود. دیروز، در مراسم ِ دفن ِ عزت الله سحابی، اتفاق ِ اسفناک…
اعلامیه حقوق بشر را باید کسی صادر کند که انسان را در درجهای عالیتر از یک ترکیب مادی ماشینی میبیند، انگیزهها و محرکهای انسان را منحصر به امور حیوانی و شخصی نمیداند. برای انسان وجدان انسانی قائل است. اعلامیه بشر را باید شرق صادر کند که به اصل «انی جاعل فی الارض خلیفه» ایمان دارد. و در انسان نمونهای از مظاهر الوهیت سراغ دارد، کسی باید دم از حقوق بشر بزند که در انسان آهنگ سیر و سفری تا سر منزل «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه» قائل است. اعلامیه حقوق بشر شایسته آن سیستمهای فلسفی است…
یحتمل کسی که شهرک شهید محلاتی آمده باشد، گنبد ِ فیروزهایاش را هم دیده است که در کنار مقبره الشهدای شهرک جای گرفته است. سازهای فلزنی که بودجهای چند میلیاردی برای بنا کردنش هزنیه شده است و بنا بوده است یک زمانی مهدیهی شمارهی دو تهران باشد. یک زمانی یک گزارشی منتشر شده بود با عنوان پت و مت، که با یک سرچ ساده میتوانید متنش را پیدا کنی(مثلن اینجا). ماجرای ِ جالب این گنبد، حرکت ِ جالب مهندسانش بود که جرثقیل را در وسط ِ سازده جا گذاشته بودند و بعدترها به صرف چند صد میلیون تومان توانستند آن…
یک: دوشنبهی این هفته، به بهانهای رفته بودیم بانک. بهانهمان هم روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها بود و گرفتن چند کارت هدیه به همین مناسبت. درخواست را دادیم و خواستیم تا روی کارتها به مناسبت ِ روز زن، از طرح مخصوص این روز که بانک آماده کرده است استفاده کنند. کارشناس ِ آن ور ِ میز گفت که روی کارت، عبارتی میخورد که در آن «روز مادر» را تبریک گفته و خبری از تبریک ِ «روز زن» نیست. برای همین بود که چون کسانی که برایشان کارت میگرفتیم، بعضشان اصلن ازدواج نکرده بودند و مادر نبودند و بعضیترشان…
ـ مثلن من خیلی کم عکس یادگاری میگیرم. همان دو هفتهی پیش که با بانو رفتیم خانهی الیاس و میناز هم عکس یادگاری نگرفتیم. حتا وقتی بالای پشت ِ بام بودیم و الیاس سیگار چاق میکرد و من جوجه باد میزدم، میشد یک عکس یادگاری گرفت، اما نگرفتم. همین اردوی آخر ِ هفتهی گذشته هم همینطور. جز عکسی را که در آن متین روی ِ پاهای پدرش ولو شده بود و لم داده بود، عکس دیگری نگرفتم. به طور کلی عکس گرفتن را خیلی دوست دارم، اما …. ـ اردو یا همایش وبلاگنویسان، چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه برگزار شد….
اصلش همهی مسئولین آدمهای بدی هستند و «قصد» و غرض ِ بدی دارند و هر کاری هم که بکنند برای خودشان است و الخ. اگر احمدینژاد یک کاری انجام بدهد، یحتمل میخواهد خودش را در نظام تثبیت کند. «یحتمل» مشائی هم هرکاری انجام دهد در نتیجهی تفکرات غلطش هست و مکتب ایرانی و بنابر این آن کار، کار بدیست. قالیباف هم اگر یک روزنامهای راه بیندازد، «یحتمل» میخواهد رئیس جمهور شود و دارد از بیت المال برای تبلیغ ِ خودش هزینه میکند. علی لاریجانی و احمد توکلی و بقیهی مجلسیها هم همینطور است و یحتمل میخواهند خودشان را تبلیغ کنند…
اصلش و بهتر بگویم، راستش من از این همه بیحجابی در جامعه ناراحتم. خیلیها هم مثل من. اگر لودهگی در بیاورید و بگویید به من ربط ندارد، باید بگویم که به شما هم ربط ندارد که به من ربط دارد یا نه. مسئلهی اجتماعیست و اظهار نظر در این باب یحتمل حداقل حقیست که همه دارند. خیلی از آنور ِ آبدیدهها، در میان حرفهایی که میزنند، میگویند که آنطرف هم این مدل آرایش کردن معمول نیست و میگویند بعض ِ این آرایشها تنها مخصوص ِ عدهای فاحشه است و کسی که آنطرف، اینگونه آرایش میکند دارد به جامعه خود را…
«او را نوازش کنید. رغبت و تمایل فراوان به او نشان دهید. اگر کاری دارد برایش انجام دهید. اگر مشکل و ناراحتی دارد با او همدردی و همدلی کنید. برایش شعر و آوازهای قشنگ بخوانید. از او تعریف کنید. از او در برابر هر مشکلی حمایتگرانه دفاع کنید. برایش غذا آماده کنید. با او خوش اخلاق باشید. نگذارید مضطرب شود. او را تحت تاثیر قرار دهید. به او آرامش دهید. در آغوشش بگیرید. اهمیتی به قسمتهای چاق بدناش ندهید. او را به هیجان آورید. نگرانیهایش را بر طرف کنید. وسایل مورد نیازش را فراهم کنید. به او تلفن بزنید. غافلگیرش…
این روزها باید مطلبت در باب ولایتمداری باشد و در طعنه و کنایه و استعاره و هزار تا کوفت و زهرمار دیگر، اشاره کنی به احمدینژاد. مطلبت که اینگونه باشد، تو میشوی یک آدم با بصیرت و ولایت مدار و حزباللهی و اینها. یعنی تو باید این روزها همرنگ جماعت ِ با بصیرت ِ حزباللهی شوی و مشائی را مستقیم له کنی و احمدینژاد را در کنایه و لفافه و گاهی هم مستقیم مورد خطاب قرار دهی و مرگ بر ضد ولایت ِ فقیهت را نثار ِ احمدینژاد کنی و الخ. این روزهای ما، روزهاییست پر از شایعه و حرف…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند. میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپاریدشان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأیگیری بار…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
بازی ِ مسخرهی تمسخر اصغر فرهادی و به همان اندازه، بازی ِ مسخرهی حلوا حلوا کردنش، از همان زمان آغاز شد که انتظارش میرفت. وا ماندم که این همه از چیست؟ این همه هول برداشتنها از اینکه یک نفر رفته است و جایزهای گرفته است برای چیست؟ چرا این همه سر و صدا. نه اینکه مثلا برای این جایزه اهمیت قائل نباشم که اینطور نیست. بلکه نحوهی تشویق و تاییدها در بسیاری از موارد معطوف به خود جایزه نبود. دعواها و بحثها، خالهزنکی بودند. بحثهای مسخرهی دست دادن ِ محرم و نامحرم که انگار از اصغر فرهادی چه انتظاری غیر…
نحوهی برخورد نامناسب با نوشتهها و وبنوشتهها، خیلی وقت است دامن ِ وبلاگستان را گرفته است و گیر داده به حلقومهایی که رسانهای جز یک وبلاگ ِ زپرتی ندارند. آیا ما همهمان، حسین قدیانی هستیم؟ آیا لازم است همه حسین قدیانی باشیم؟ مگر حسین قدیانی چیست یا کیست که باید همه، حسین قدیانی باشند؟ مقدمه قدیانی، پس از حماسهی نهم دیماه هشتاد و هشت و پس از فروکش کردن فتنهی انتخابات، مطالبش را در قالب ِ وبلاگ منتشر کرد. یعنی زمانی که بصیرت عمومی افزایش یافته بود و فتنه، تا حدود زیادی دفع شده بود. پس از حضور چشمگیر امت…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
من نمیدانم چرا باید درخواست شود که مفاد یک مذاکره، که برایش خون ریخته شده است و بدل به یک امر هویتی شده است، مخفی و محرمانه باشد. تیم ایرانی از چه چیزی هراس دارد و مگر چه دارد تقدیم غرب میکند که باید اصرار داشته باشد که مفادی که در بستهی پیشنهادیاش است محرمانه باقی بماند. صداها و خبرها و حرفهایی که در فضای رسانهای رد و بدل میشود حاکی از آن نیست که بیش از این میشود به ظریف و تیم مذاکره کنندهی هستهای اعتماد داشت و اگر حتی اعتماد داشت، نمیتوان چشمها را بست و همه چیز…
ـ گند زدهاند. حالا من مینویسم گند. وگرنه وضع خرابتر از اینهاست و شما به جای «گند زدهاند»، هر عبارت ِ سخیفتری میتوانید به کار ببرید. و هر چه این عبارت سنگینتر باشد، به حقیقت ِ کاری که اینها کردهاند، نزدیکتر. ـ آن مغزی که همچه چیزی را پیشنهاد داده را به نظرم باید بیاورند بیست و سی، تا ملت با این همه هوش ِ سرشار آشنا بشود. همه را هم ردیف کرده برای این مراسم. از نیروهای نظامی و امنیتی و غیره گرفته تا وزیر و وکیل و آخوند و غیره. همه هم مثل ِ ماست ِ نماسیده، در…
