مطالب بیشتر
ما سالگرد مصاحبه ی روشنفکرترین زن ِ ایران را با بی بی سی جشن می گیریم. ما ساعت ِ بیست و سه و اندی ِ بیست و دوم ِ خرداد را جشن می گیریم. ما هنوز که هنوز است الله اکبر خامنه ای رهبر می گوییم. ما هنوز دست می زنیم و هورا می کشیم. ما هنوز حاضریم تا خود ِ صبح توی ِ میدان ِ ولی عصر با موسوی چی های ِ منطقی، منطقی بحث کنیم و فرداش نیز با سطل ِ زباله آتش زن ها، رخ به رخ شویم. ما هنوز چوب ِ پرچم ِ جمهوری ِ اسلامی…
آیت الله امامی کاشانی، باقیماندن مدرسهی عالی تهران را پذیرفت. این خبری بود که دیشب در رسانهها پچیید و حاصلِ گفتوگوی ایشان یا خبرگزاری فارس بود. بیهیچ شک و شبهه، این بازگشت به رأی و نظرِ اکثریتِ اساتید و دانشپژوهان، جای ِ قدردانیِ از ایشان را باقی میگذارد و بیشک، دور شدن از استحالهی هویتِ مدرسهی عالی را در پی خواهد داشت. این همه، حاصلِ دقتنظر اساتید و دانشپژوهان مدرسهی عالیست که متعهدانه و در عین نظم و ادب، به بیانِ نحوهی نگاهِ خود به این موضوع پرداختند و نقدِ خویش را بر مصوبهی شورای عالی انقلاب فرهنگی، به جدّ…
http://m.friendfeed-media.com/p-aeeb0e1aa44b11dda984003048678d04-large-1003
سی و یک سال از انقلاب می گذرد و آرمان «وحدت حوزه و دانشگاه» به تفکیک آنها از یکدیگر ارتقاء مییابد و صدای ارتقاء آن گوش خبرهای صدا و سیما را کر میکند. رسانهای ملیای که هنوز هیچ خبری از حرفهای مخالفان را پخش نکرده است و از روال کار نیز بر میآید که پخش نیز نخواهد کرد؛ متاسفانه! *** مدرسهی عالی شهید مطهری چیست؟ مدرسه عالی شهید مطهری قبل از انقلاب به نام مدرسه معقول و منقول سپهسالار شناخته میشد. بعد از انقلاب اسلامی، آن حادثه تغییر دهنده اوضاع جهان، شهید مطهری(ره) مدرسه عالی شهید مطهری را برای «تحقق…
وحدت حوزه و دانشگاه، جزء مهمترین مسائلِ انقلاب و کشور است و آن را در دو محورِ “همکاری و رابطهی متقابل حوزه و دانشگاه” و “وحدت در هدف” میتوان معنا کرد. مبدع و نظریه پرداز این وحدت، امام خمینی بودهاند که پرچمدار و آغازگرِ مسیری بودهاند تا در پرتویِ آن، تمدنِ اسلامی ایرانی نوینی بنیان گذارده شود. برداشتهای غلطی که در مورد این نظریه میشود، این است که تخصصهای هر یک از این دو نهاد، در دیگری دنبال شود. چونانکه انتظار داشته باشیم تخصصهای دانشگاهی در حوزه دنبال شود و برنامههای حوزه در دانشگاه اجرا شود و این صحیح نیست…
بند ِ اول فراموش نکنیم که: نبرد ِ ما نبرد ِ میان ِ حق است و باطل. میان ِ حبِّ دنیاست و حبّ الله. نبرد ِ میان ِ پابرهنگان است و متجملّان. میان ِ بالاشهریهاست و پایین شهریها. میان ِمستضعفین و مستکبرین. میان ِ مالپرستان و دنیاپرستان با خداجویان و ولایتمداران. میان ِ علیست و معاویه. میان ِ حسین است و ابن عباس و محمد بن حنفیه. میان ِ کوفیان ِ دور از شجاعت با حبیب بن مظاهر. میان ِ عقل عرفانی و عقل ِ فلسفی. جبههی ما جبههایست در برابر غربزدهگی و اسلامستیزی. جبههایست در مقابلِ نژاد پرستی. جبههای…
به حساب و قائده باشد، برخی را فقط باید به باد ِ ضربات ِ چپ و راست ِ دست و پا گرفت و تا میکشند، زیر مشت و لگد، آبدیدهشان کرد. بعضیها را نیز باید به قائده تا میشود … بعضی چیزها دروغ ِ شاخدار است و انبانی از مسخرهگیست. فلان وزیر و فلان مردک ِ یابو سوار ِ مامور ِ امنیت ِ اخلاقی غلط میکند میخواهد تامین ِ اخلاق ِ مردم را بکند وقتی از روز هم روشنتر است که فلانجا فلانقدر چیز خورده و با تساهل و تسامحات ِ مسخرهاش همه را به دردسر انداخته است. فلان آدمنما…
عکسهایی از مزار ِ سیداحمد فردید. شخصی که خوب یا بد، درست یا نادرست، حق یا ناحق هنوز مهم است. (این عکسهای برای اولین بار است که در این وبلاگ منتشر میشود.)
در فعالیتهای فرهنگی، اینکه هزینهها از کجا تامین میشود مسئلهی مهمیست. بسیاری از گروهها و جمعها به بهانهی همین مورد، در دامِ دولتی کاری و یا استفاده از بودجههای حرام افتادهاند و یا به علتِ فرار از این موارد، توفیقی در ادامهی مسیر نداشتهاند. الگوهای فعالیت در پیش از انقلاب به نظر هنوز جای کار دارد. استفاده از ظرفیتِ بازار، استفاده از ظرفیتِ تجار و ثروتمندانی که آگاهی لازمی نسبت به فعالیتِ فرهنگی دارند، به نظر هنوز بهتر از منت کشیدن از سازمانهای نادانِ فرهنگی میباشد. استفاده از ظرفیتِ این سازمانها گاه فعالیت را دچارِ نقصانها و کمبودهای جدی میکند….
پس از انتخابات، نه وقت کردهام و نه آنقدر میشد در بارهی اوضاعِ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی داخلی نگاشت که بخواهم برای آن وقت بگذارم. آن روزهای ِ خاص برای من چیزی نداشت جز کمی تامل بیشتر در مورد ِ خودم و سیر ِ فعالیتهایی که همچو منی باید در پیش بگیرد. این بازیهای مسخره و آن دریوزهگیهای فرهنگی و اعتقادی که امثال ِ میرحسین در پیش گرفته بودند و پیش گرفتهاند، در قالب ِ تحلیلهای بازاری و روزمرّه نباید آرام بگیرد. تحلیلها باید معطوف به جای ِ دیگری باشند. اینها برای من اهمیتی ندارند تا بخواهم بیشتر از حد…
http://tbn2.google.com/images?q=tbn:lNxOFCbMvVxAWM:http://www.gomashte.com/wp-content/uploads/2100309.jpg
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند. میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپاریدشان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأیگیری بار…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
بازی ِ مسخرهی تمسخر اصغر فرهادی و به همان اندازه، بازی ِ مسخرهی حلوا حلوا کردنش، از همان زمان آغاز شد که انتظارش میرفت. وا ماندم که این همه از چیست؟ این همه هول برداشتنها از اینکه یک نفر رفته است و جایزهای گرفته است برای چیست؟ چرا این همه سر و صدا. نه اینکه مثلا برای این جایزه اهمیت قائل نباشم که اینطور نیست. بلکه نحوهی تشویق و تاییدها در بسیاری از موارد معطوف به خود جایزه نبود. دعواها و بحثها، خالهزنکی بودند. بحثهای مسخرهی دست دادن ِ محرم و نامحرم که انگار از اصغر فرهادی چه انتظاری غیر…
نحوهی برخورد نامناسب با نوشتهها و وبنوشتهها، خیلی وقت است دامن ِ وبلاگستان را گرفته است و گیر داده به حلقومهایی که رسانهای جز یک وبلاگ ِ زپرتی ندارند. آیا ما همهمان، حسین قدیانی هستیم؟ آیا لازم است همه حسین قدیانی باشیم؟ مگر حسین قدیانی چیست یا کیست که باید همه، حسین قدیانی باشند؟ مقدمه قدیانی، پس از حماسهی نهم دیماه هشتاد و هشت و پس از فروکش کردن فتنهی انتخابات، مطالبش را در قالب ِ وبلاگ منتشر کرد. یعنی زمانی که بصیرت عمومی افزایش یافته بود و فتنه، تا حدود زیادی دفع شده بود. پس از حضور چشمگیر امت…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
من نمیدانم چرا باید درخواست شود که مفاد یک مذاکره، که برایش خون ریخته شده است و بدل به یک امر هویتی شده است، مخفی و محرمانه باشد. تیم ایرانی از چه چیزی هراس دارد و مگر چه دارد تقدیم غرب میکند که باید اصرار داشته باشد که مفادی که در بستهی پیشنهادیاش است محرمانه باقی بماند. صداها و خبرها و حرفهایی که در فضای رسانهای رد و بدل میشود حاکی از آن نیست که بیش از این میشود به ظریف و تیم مذاکره کنندهی هستهای اعتماد داشت و اگر حتی اعتماد داشت، نمیتوان چشمها را بست و همه چیز…
ـ گند زدهاند. حالا من مینویسم گند. وگرنه وضع خرابتر از اینهاست و شما به جای «گند زدهاند»، هر عبارت ِ سخیفتری میتوانید به کار ببرید. و هر چه این عبارت سنگینتر باشد، به حقیقت ِ کاری که اینها کردهاند، نزدیکتر. ـ آن مغزی که همچه چیزی را پیشنهاد داده را به نظرم باید بیاورند بیست و سی، تا ملت با این همه هوش ِ سرشار آشنا بشود. همه را هم ردیف کرده برای این مراسم. از نیروهای نظامی و امنیتی و غیره گرفته تا وزیر و وکیل و آخوند و غیره. همه هم مثل ِ ماست ِ نماسیده، در…
