مطالب بیشتر
استندآپکمدی از پارسال خیلی گل و گُر گرفت. در مسابقات پارسال، پسری بود که مینشست و طنزی میساخت پر از ارجاعات جنسی. چهار نفر از همین بازیگرها هم قربانصدقهاش میرفتند و نهایتا هم به دلایلی که میگویم دوم شد. بازیگرهای ذوقزده، او را مولف و نویسنده و صاحب قلم معرفی میکردند. الان هم شده است مجری یکی از برنامههای شبکه سه، که دیروز ایرج ملکی را آورد و دستش انداخت و مسخرهاش کرد. امسال اما این مساله ریشهدارتر بود. امیرحسین قیاسی یا همان بددست در توئیتر و ابوطالب حسینی یا همان کینگکونگ در توئیتر حضور داشتند. البته که هر دو…
لازم است ابتدائا بگم که این نقد، در دفاع از جریان و یا به حق دانستن یک جریان و گروه و فرد و شخص نیست و صرفا نقدی بر ساختار و رفتاریست که بر پیگیری برخی پروندههای قضائی حاکم است. مصداق اشاره شده، صرفا یکی از نمونهمثال برای توضیح این نکتهی حقوقی است. قوهی قضائیه دو بال دارد: یکی دادستانی و دیگری متهم و موکلینش. جایگاه قوهی قضائیه نشستن در جایگاه قضاوت میان این دوست. و اصل هم این است که دادگاه بدون هیچگونه جانبداری باید یک پرونده را قضاوت کند. پرونده چیست؟ تنظیم شکایت توسط سازمان اطلاعات سپاه (یا…
توئیتر شما را در خردهشبکه گرفتار میکند. این تازه با فرض دستی عمل نکردن مدیران توییتر در انداختن برخی افراد و بدنهها در خردهشبکهها و حلقههای همسنخ است. اگر کاربر هوشمندانه عمل نکند، پس از مدتی در خردهشبکهها گرفتار و دچار توهم اکثریت و اشراف و حضور در کل شبکه میشود. این جمله کلیدی که: «آنچه که توصیف میکنید، توییتر نیست. صرفا تایملاین شماست» باید آویزه گوش کاربر باشد. با تقسیمبندی هویتی افراد، ناظر به سیاست، فرهنگ و علاقهمندیشان، و پیگیری هوشمندانه اکانتها، شاید بشود کمی از گرفتار شدن در یک خردهشبکهی بسته فاصله گرفت. گاه عنوان «دیکتاتوری توئیتر» در…
جمهوری اسلامی، محل تنازع دو نگاه مختلف در موضوع فضای مجازیست: نگاه امنیتی: همهچیز باز باشد ولی ما اشراف داشته باشیم، نگاه قضایی: همهچیز بسته باشد مگر ما مجوز بدهیم در هر دو شکل، آنچه که مساله است، تغییراتیست که در ساختار اجتماع رخ داده و بخشی جدی از حاکمیت اجمالا بو برده است، اما تفصیلا نمیتواند توضیح دقیقی برای آن داشته باشد.حتی وقتی توضیحات درستی داده میشوند، نمیتوانند نسخهای برای آن ارائه دهند حتی وقتی که نسخهای دارند، چون اجرای آن نسخه، نیازمند یک وحدت نظر و اراده جمعی در حاکمیت است، امکان تحقق آن عملا وجود ندارد. قطعا…
یک: نوشتهام بحران تلگرام. قطعا تلگرام به یک بحران بدل شده است. بحرانی که ساختار تصمیمگیر جمهوری اسلامی در حوزهی فضای مجازی آن را ایجاد کرده است و این وضعیت را رقم زده است. امکان اینکه خیلی پیشتر وضعیت پیشبینی شود و متناسب با آن اقداماتی انجام شود، وجود داشته است. اما مثل همیشهی قاعدهشده، تا به مرز بحران نرسیم اقدامی رخ نخواهد داد. من البته از این مساله خوشحالم. اصولا فکر میکنم جز تحت یک فشار، برخی چیزها منضبط نمیشود و تا به جاهایی فشار جدی وارد نشود، قرار نیست عقلانیتی زنده شود و مسیری پیش پا باز شود….
ساختار هدایت و راهبری شورشهای اجتماعی و سیاسی، فرآیند منتج به تغییر حاکمیت، مطالبهگری موثر از یک سازمان یا نهاد بزرگِ مسئول، تاثیرگذاری در روند تصویب و اجرای یک طرح در سطح حاکمیت و مواردی از این دست، سالهاست به دست رسانه رخ میدهد. به تمامه، رسانه بدل به عنصرِ مهم تغییر در تمامی ابعاد یک ملت شده است. تغییر در زندگی، تغییر در مفاهیم و حتی در شیوهی تفکر و تصمیمگیری. رسانشِ پیام، تعیین پیام، معناپردازی و یا معنازدایی از کلمات، تهی کردن اشخاص از ارادهها و شاید از همه مهمتر، فرآیندی برای تصمیمسازی در تمامی ابعاد زندگی از…
ساختار اجتماعی به شدت دچار گسست شده است. سالهاست. مقصر نظام است؟ قطعا در بخشی از آن نظام مقصر است. اما نظام در واقعیت یک مفهوم یکپارچه و مشخص نیست؛ به خصوص این روزها که تکهپارهبودن مسیرهای تصمیمگیری عیانتر میشود و افتراقها جدیتر خودشان رو نشان میدهند، صحبت از یک عینیت یکپارچه محال است. وضعیت به گونهایست که هر بخش آهنگ خودش را میزند و با همان نیز میرقصد. اوضاع اجتماعی و روانِ اجتماع و روانِ جمعی به شدت به هم ریخته است؛ در این وضعیت، بسیاری از رفتارها(فردی و اجتماعی) نه لزوما بر اساس حساب و کتاب و نه…
ـ میزان استفاده از کسره و فتحه و اینا در بیانیهی قالیباف واقعا به معنای یک نواصولگرایی هست. ولی خب در همین حد جدید و بدیع. قطعایک جریان اجتماعی مثلِ آرزوی جریان نواصولگرایی، مبتنی بر یک گفتمان شکل میگیرد. قالیباف اما در این سالها از هر گفتمانی چیزی کنده است و به خود چسبانده و نهایتا با چنین گفتمانی اختلاطیای، جریانی التقاطی را شکل خواهد داد. ـ وقتی از قالیباف صحبت میکنیم دقیقا داریم از یک پراگماتیست صحبت میکنیم. گفتمان یک پراگماتیست چه چیزی بیشتر از آنچه دارد که تا کنون عرضه شده است؟ یک عملگرا که البته در رسانه…
(ـ۱) قطعا یکی از اصلیترین دلایلش این است که مفهوم «شبکه» با مفاهیمی مثل «تشکل»، «سازمان» و «گروه» خلط شده است. به خصوص توسط رهبران و بدنهی میانی. برای همین ارتباطات این بدنه، سازماندهی غیرشبکهای پیدا میکند و نمیتوان انتظار داشت که کارکرد «شبکهای» داشته باشند. «شبکه چیست؟» این مهمترین سوالیست که انگیزهی نگاشتن این متن و احتمالا متنهای بعدی خواهد بود: برای درک مفهوم شبکه، بهتر است ساختارهای دیگر ارتباطی را کمی توضیح دهم. سازمان یکی از این ساختارهاست. ساختاری که هرمیشکل از بالای به پایین رشد میکند. در اینجا با یک رئیس و بدنهای که زیرمجموعه محسوب میشوند…
واقعیت این است که یک متن نوشتم که دلایل وضعیت سیاسی انتخابات برای جریان اصولگرایی و نیروهای حزبالله را تشریح کنم. چیزهایی هم نوشتم. یک مروری به نوشتههای این دو روز گذشته هم کردم که مطلب تکراریای نداشته باشد. اما در بینابین نوشتن، دیدم که راه حلها مشخص هستند. تقریبا همهمان میدانیم چرا چنین شده است. حتی به صورت ضعیفتر و دستمالیشدهتر، رهبران سیاسی این طیف هم میدانند مشکل کجاست. مساله «ندانستن» دلایل نیست. مساله «پذیرش» دلایل و عمل کردن برای حل کردن بحرانیست که جنبههایی از آن سالهاست هر روز عمیقتر شده است. برای همین هم متن را منتشر…
موج جدیدی راه افتاده است از عضویت و ورود فارسیزبانها و ایرانیها در توئیتر. از همهی قشرها. با پایه استدلالی که باید حضور جریانهای مختلف در توئیتر تقویت شود. با فرض اینکه کسانی در توئیتر هستند و کسانی غلبه دارند و جریان اصلی توئیتر فارسی را در اختیار دارند که نسبت درستی با انقلاب اسلامی ندارند. این ایده، حتی رفع فیلتر توئیتر را، مقدمهی وزنکشی درست در توئیتر، حتی به نفع نیروهای انقلاب میداند. مساله این است که توئیتر در مقایسه با رسانههای اجتماعی دیگر، فضای خاصی دارد. کوتاهنویسی در قالب ۱۴۰ کاراکتر، متنمحور بودن، نیاز به خلاقیت و…
آیتالله موحدیکرمانی: بدحجابی بد است اما فضای مجازی صدبرابر بدتر است. دیروز نقل قولی از آیتالله موحدی کرمانی در مورد فضای مجازی منتشر شد که اگرچه نابجا بود، ولی عجیب نبود. سالهاست رویهی علما و فضلا به جز قشر معدودی بر دادن احکام کلی در مورد پدیدههای اجتماعی و فرهنگیست. یکجانبهنگری، عدم آگاهی از تمام جوانب یک امر، عدم ارتباط واقعی با بدنههای اجتماعی و مردمی از قشرها و گروههای مختلف، و مهم از همه تحت تاثیر اطرافیان بودن و عکسالعمل فوری نشان دادن نسبت به موضوعات، پاشنهآشیل بوده است. عبارتهای منقول از آیتالله به نحویست که انگار اینترنت یک…
بر خلاف فریبندگی فعالیتهای زودگذر و مسالههای چند روزه، چالشِ انقلابیگری مهمترین مسالهی این روزهای حزباللهیهاست. اینکه چطور میتوانند در چهارچوبهای یک نظام مستقر شده انقلابی باشند. برداشتهای متعدد از انقلابی بودن باعث شده تقریبا هیچ کس هیچ کاری نکند. حتی واکنشهای سیاسی در جلسات مذهبی هم کمتر شده، چرا که نمیدانند باید به چه کسی و دقیقا برای چه چیزی واکنش نشان بدهند، یا بیشتر مواظب کدام خط قرمز باشند، که حالا مثل شبکهای از تار عنکبوت دور و برشان را گرفته است. انقلابیگری که همیشه با برخی رفتارهای سطحی از بدنه مذهبی جامعه متهم به تندروی و تندخویی…
دوگانههای «راست و چپ» و «اصولگرا و اصلاحطلب»، دوگانههای کلانی برای تعریف و شناخت طیفها و جریانهای داخلی سیاست در جمهوری اسلامی بودهاند. عنوانهایی که اگر چه در برهههایی نتوانستند حقیقت رقابتهای سیاسی در داخل ایران را به نمایش بگذارند، اما در کل ترسیم قابل فهمی از جریانهای سیاسی داشتهاند. دوگانههایی که رهبر انقلاب بارها آنها را غیرواقعی و ناسالم معرفی کردهاند. عبارتهای ترکیبی مثل اصولگرای اصلاحطلب هم برای تلطیف و تصحیح این دوگانهها بود که ابداع شد. ترکیبهایی که گاه تعبیرِ به بیهویتی و بیاصالتی جریانهای منتسب داشت. جا به جایی عناوین از راست و چپ به اصولگرا…
عکس و فیلم، دیگر خیلی وقت است جای نقاشی را در تصویرسازیهای ذهنی گرفته است. شما از میان عکسهایی که میبینید یا فیلمهایی که پای دیدنشان مینشینید، ذهنیتی برای خود میسازید. تصویرهای منطقهای گردشگری یا ساختمانی تاریخی در شهری غربی، ذهنیتی برای شما میسازد که ممکن است وقتی شما خودتان از نزدیک برای بازدید به آنجا میروید، با آنچه قبلاً تصویرش را دیدهاید، متفاوت باشد. عکسها و فیلمها برای شما «یک قاب» را به تصویر میکشند؛ نه لزوماً واقعیت گسترده را. عکس و فیلم، بناست در یک قاب ـ که «انتخاب» شده است ـ چیزی را به شما بگوید. بی…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند. میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپاریدشان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأیگیری بار…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
بازی ِ مسخرهی تمسخر اصغر فرهادی و به همان اندازه، بازی ِ مسخرهی حلوا حلوا کردنش، از همان زمان آغاز شد که انتظارش میرفت. وا ماندم که این همه از چیست؟ این همه هول برداشتنها از اینکه یک نفر رفته است و جایزهای گرفته است برای چیست؟ چرا این همه سر و صدا. نه اینکه مثلا برای این جایزه اهمیت قائل نباشم که اینطور نیست. بلکه نحوهی تشویق و تاییدها در بسیاری از موارد معطوف به خود جایزه نبود. دعواها و بحثها، خالهزنکی بودند. بحثهای مسخرهی دست دادن ِ محرم و نامحرم که انگار از اصغر فرهادی چه انتظاری غیر…
نحوهی برخورد نامناسب با نوشتهها و وبنوشتهها، خیلی وقت است دامن ِ وبلاگستان را گرفته است و گیر داده به حلقومهایی که رسانهای جز یک وبلاگ ِ زپرتی ندارند. آیا ما همهمان، حسین قدیانی هستیم؟ آیا لازم است همه حسین قدیانی باشیم؟ مگر حسین قدیانی چیست یا کیست که باید همه، حسین قدیانی باشند؟ مقدمه قدیانی، پس از حماسهی نهم دیماه هشتاد و هشت و پس از فروکش کردن فتنهی انتخابات، مطالبش را در قالب ِ وبلاگ منتشر کرد. یعنی زمانی که بصیرت عمومی افزایش یافته بود و فتنه، تا حدود زیادی دفع شده بود. پس از حضور چشمگیر امت…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
من نمیدانم چرا باید درخواست شود که مفاد یک مذاکره، که برایش خون ریخته شده است و بدل به یک امر هویتی شده است، مخفی و محرمانه باشد. تیم ایرانی از چه چیزی هراس دارد و مگر چه دارد تقدیم غرب میکند که باید اصرار داشته باشد که مفادی که در بستهی پیشنهادیاش است محرمانه باقی بماند. صداها و خبرها و حرفهایی که در فضای رسانهای رد و بدل میشود حاکی از آن نیست که بیش از این میشود به ظریف و تیم مذاکره کنندهی هستهای اعتماد داشت و اگر حتی اعتماد داشت، نمیتوان چشمها را بست و همه چیز…
ـ گند زدهاند. حالا من مینویسم گند. وگرنه وضع خرابتر از اینهاست و شما به جای «گند زدهاند»، هر عبارت ِ سخیفتری میتوانید به کار ببرید. و هر چه این عبارت سنگینتر باشد، به حقیقت ِ کاری که اینها کردهاند، نزدیکتر. ـ آن مغزی که همچه چیزی را پیشنهاد داده را به نظرم باید بیاورند بیست و سی، تا ملت با این همه هوش ِ سرشار آشنا بشود. همه را هم ردیف کرده برای این مراسم. از نیروهای نظامی و امنیتی و غیره گرفته تا وزیر و وکیل و آخوند و غیره. همه هم مثل ِ ماست ِ نماسیده، در…
