همانطور که زیمل پول را نه فقط یک وسیلهٔ مبادله اقتصادی، بلکه شیئی واجد «جان اجتماعی» میدانست که مناسبات انسانی و ساختارهای اجتماعی را دگرگون میکند، مبادلهٔ پیام در شبکههای اجتماعی نیز نقشی فراتر از انتقال معنا ایفا میکند. پیامها در این فضا به کالاهایی بدل میشوند که ارزششان نهتنها در محتوایشان بلکه در قابلیت دیدهشدن، اشتراکگذاری و تأثیرگذاری اجتماعیشان است. پیام، هم «شیء» است و هم «کنش»؛ هم ارزش مصرف ارتباطی دارد و هم ارزش مبادلهای در میدانهای اجتماعی.
این وضعیت ما را به مرزهای فلسفی میان «شیء» و «رخداد» میبرد و پرسشی بنیادین پیش میکشد: آیا پیام صرفاً ابزار بیان است یا حامل قدرت، منزلت و سرمایه اجتماعی؟ همانگونه که پول نزد زیمل میتواند هم افراد را از قیود گروههای بسته رها کند و هم آنها را در شبکههای تازهای از مناسبات قدرت و اقتصاد گرفتار سازد، پیام نیز همزمان نیرویی رهاییبخش و مکانیزمی برای اعمال قدرت است.
در اینجا میتوان ردّ پای فوکو را دید، آنجا که قدرت را نه صرفاً سرکوب، بلکه پراکنده، مولد و همهجا حاضر میداند. پیام در شبکههای اجتماعی، تجسم همان «قدرت مولد» است: هر پیام، سوژهها را شکل میدهد، هنجار میسازد، مراقبت و نظارت را ممکن میکند و بدنها و ذهنها را در شبکهای از نگاهها، لایکها و اشتراکها محصور میسازد. به تعبیر فوکویی، پیام نهفقط وسیلهٔ ارتباط، بلکه ابزار حکمرانی است؛ حکمرانیای که نرم، غیرمتمرکز و مبتنی بر سازوکارهای رضایت و توجه عمل میکند.
در این معنا، پیام در شبکههای اجتماعی در مرز آزادی و سلطه ایستاده است: فرصتی برای کنش آزادانه و در عین حال سازوکاری برای تولید و بازتولید قدرت، نظم و نظارت.





نظری بدهید