انتشار خبر دستگیری صدها عامل نفوذی در ایران، بار دیگر نگاه افکار عمومی را متوجه مقوله «جاسوسی» کرده است. بااین‌حال، تصور عمومی از جاسوس هنوز در همان قالب‌های سنتی و کلاسیک باقی مانده است: مأمورانی با هویت جعلی، ابزارهای رمزنگاری، تعقیب و مراقبت، و انتقال اسناد محرمانه. این در حالی است که جاسوسی انسانی (HUMINT) در روزگار ما دچار دگرگونی‌های عمیق شده و امروز با چهره‌ای بسیار پیچیده‌تر و پنهان‌تر عمل می‌کند.

سرویس‌های اطلاعاتی جهان در حوزه جاسوسی انسانی بر چند اصل کلیدی تمرکز یافته‌اند که ماهیت این عرصه را تغییر داده است:

– نفوذ عمیق و طولانی‌مدت
جاسوسان امروزی اغلب پروژه‌هایی چندساله یا حتی چندده‌ساله هستند. مأمور اطلاعاتی ممکن است هویتی کامل و مستحکم برای خود بسازد: شغلی معتبر، خانواده، روابط گسترده و تصویری مثبت در جامعه. هدف این است که تصویری چنان عادی و قابل اعتماد از خود بسازد که حتی نزدیک‌ترین اطرافیانش هرگز او را به مأموریت‌های اطلاعاتی مرتبط ندانند.

– هدف‌گیری شبکه‌های انسانی
تمرکز جاسوسی انسانی امروز، کمتر بر اسناد و اطلاعات فیزیکی و بیشتر بر روابط انسانی است. مأمور اطلاعاتی با مهارت‌های بالا در حوزه‌های روان‌شناسی و ارتباطات اجتماعی، وارد محافل اجتماعی، مذهبی، فرهنگی یا صنفی می‌شود و به‌تدریج جایگاه «اعتماد» را در این شبکه‌ها کسب می‌کند. مأموریت او دیگر صرفاً جمع‌آوری اسناد یا اخبار محرمانه نیست، بلکه درک روحیات افراد، شناسایی نقاط ضعف، تأثیرگذاری ذهنی و حتی هدایت تصمیم‌هاست.

– ترکیب جاسوسی انسانی با عملیات‌های نفوذ ذهنی و روانی
یکی از مهم‌ترین تحولات در جاسوسی انسانی، پیوند جاسوسی انسانی با عملیات‌هایی است که هدفشان تغییر نگرش‌ها و باورهاست. مأمور انسانی امروزی تنها به‌دنبال کسب اطلاعات نیست؛ بلکه مأموریت دارد فضاهای فکری را تغییر دهد، تردید و شکاف ایجاد کند و محیط اجتماعی یا صنفی را در جهتی که سرویس‌های اطلاعاتی می‌خواهند، سوق دهد. نفوذ نرم، امروز بخشی جدایی‌ناپذیر از این مأموریت‌هاست.

– نفوذ در لایه‌های اجتماعی و غیردولتی
برخلاف روش‌های سنتی که بیشتر بر نفوذ در سطوح عالی حاکمیتی یا نظامی متمرکز بود، جاسوسی انسانی امروز به‌طور گسترده وارد نهادهای اجتماعی، فرهنگی، رسانه‌ای، صنفی، دانشگاهی، خیریه‌ها و حتی محافل مذهبی شده است. زیرا سرویس‌های اطلاعاتی دریافته‌اند که قدرت واقعی نفوذ، در لایه‌های اجتماعی و شبکه‌های انسانی نهفته است. نفوذ در این عرصه‌ها، دسترسی غیرمستقیم به اطلاعات حساس، تأثیرگذاری بر افکار عمومی و حتی هدایت گفتمان‌های اجتماعی را ممکن می‌کند.

– به‌کارگیری عناصر بومی
یکی از تغییرات اساسی در جاسوسی انسانی، استفاده گسترده از عناصر بومی است. سرویس‌های اطلاعاتی متوجه شده‌اند که مأمور خارجی هرچقدر هم حرفه‌ای باشد، نهایتاً با موانع زبانی، فرهنگی یا امنیتی روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل، مدل غالب امروزی، جذب اتباع بومی است؛ افرادی که به‌دلیل انگیزه‌های مالی، سیاسی، اعتقادی یا شخصی، همکاری می‌کنند. این عناصر بومی، چون چهره و هویت کاملاً عادی دارند، بسیار سخت شناسایی می‌شوند و اغلب تأثیرگذاری بالایی دارند.

– تغییر مأموریت از صرفاً اطلاعات‌محوری به عملیات‌محوری
جاسوس امروزی تنها مأمور گردآوری اطلاعات نیست. گاه مأموریت او بسیار فعال‌تر است: ایجاد اختلاف، تضعیف انسجام اجتماعی یا حتی فراهم‌کردن زمینه‌های اقدامات خرابکارانه. همین تغییر مأموریت، جاسوسی انسانی را به ابزاری چندوجهی در جنگ‌های ترکیبی تبدیل کرده است.

بنابراین، وقتی خبر بازداشت «۷۰۰ جاسوس» منتشر می‌شود، نباید تصور کرد که همه این افراد جاسوسان حرفه‌ای با تجهیزات پیشرفته رمزنگاری بوده‌اند. بسیاری از این افراد ممکن است فعالان ظاهراً عادی در عرصه‌های اجتماعی، رسانه‌ای، اقتصادی یا مذهبی باشند که در واقع حلقه‌های زنجیره نفوذ انسانی محسوب می‌شوند.

همرسانی: