ما گاه میشود که بسیاری میخوانیم و بسیار میشنویم. پای ِ منبر و پای ِ حرف ِ کسی و سخنرانی ِ عالمی مینشینیم و حرفهایش را میشنویم. روزنامه و مجله و فصلنامههای مختلف را ورق میزنیم و میخوانیم. کتابهای غیر درسی و درسی را مطالعه میکنیم. روزها، پای ِ اینترنت، از مطلبهای وبلاگها و وبسایتها استفاده میکنیم و در جریان قرار میگیریم. اما به واقع اینکه چه چیزی را کسب میکنیم، مسئلهایست مهم.
فرض میگیریم که در هنگام شنیدن و خواندن، به واقع حواسمان به متن و گفتههاست و متن، راهیست برای رسیدن ِ به معنا. از این گذر است که ما به معنا دست پیدا میکنیم و سعی میکنیم به آنچه که نویسنده و گوینده قصد داشته است برایمان بیان کند، نزدیک شویم. پرسش اینجاست که آیا ما در اکثر موارد به این معنا، دست پیدا میکنیم و آیا واسطه(متن و گفتار) ما را به جان ِ کلام میرساند و یا خیر؟ آیا اینچنین است که ما غیر از آنچه که گوینده و نویسنده قصد داشتهاند بیان کنند را درک کردهایم و یا خیر؟ نزدیک شدن به کلام، چه شرایطی را میپذیرد و نیاز دارد که ما از آن شرایط غفلت نورزیم؟
آیا ما به متن به مثابهی محلی برای تأمل، تذکر و تفکر مینگریم؟ آیا اینچنین است که چون برخی از شاگردان، در دیالوگی به واقع دو طرفه با متن وارد محاجّه میشویم و یا چون شاگردانی هستیم که حرف استاد را به گوش ِ جان یوش میکنند و از این فرصت، بهره میگیرند؟ آیا ما در پی ِ کسب ِ اطلاعات(information) از نوشته و یا گفتار هستیم و یا امری فراتر را خواهانیم؟ آیا هیجانزده شدن ِ ما از خوانش ِ یک متن، به دلیل کسب اطلاعاتی جدید در یک امر است و یا متن، ما را وارد عالمی میکند که در آن میتوان به تأمل، تذکر و تفکر پرداخت؟ آیا شده است که گاه متن شما را به سوی امری پیش برد که به واقع در پی ِ بیان مستقیم آن نبوده است و شما آن را از متن بر نگرفتهاید؟ آیا اموری بوده است که متن راهگشای ِ شما به امری بوده است که مدتها بعد شما آن را در بیان ِ دیگران(در نوشتهها و گفتههای شخص دیگری) دریافتهاید و خوشحال از آن شدهاید که پیش از کسب ِ اطلاعات از آن متن به آنها دست پیدا کردهاید؟ این دریافتها چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند و چه عواملی در ایجاد آنها موثر بوده است؟
به واقع در هنگام ِ خوانش متن، ما در پی ِ چه چیزی هستیم؟ تغییر قصد، میتواند به تغییر اصیل ِ دریافت ما و یا تغییر سطح دریافت ِ ما، منجر شود؟ آیا لازم است شرایط ذهنیمان را، نوع تعریفمان را از خواندن و شنیدن متفاوت کنیم؟
بخوانید:





معتقدم درک ما از متن، با درک نویسنده از متنی که نوشته، به ندرت میتونه یکی بشه (شاید هیچ وقت نشه). و البته این اختصاص به متن نداره. آدمها دنبال تفاهم میگردند ولی تفاهم عملا هیچ وقت اتفاق نمیافته. صرفا در مرحلهای از گفتوگو، حالتی پیش میآد که طرفین فکر میکنن از نتیجه صحبت راضیاند و این رو حمل بر تفاهم میکنند. ولی واقعیت اینه که پیشینیه شخصیتی، فکری و مطالعاتی هر کدوم از افراد، باعث میشه شکلگیری یه فهم متفاوت نسبت به یک متن، یک واقعه یا یه حرف شفاهی، تقریبا امکانپذیر نباشه. در حقیقت چیزی که از متنها (نوشتن و خوندنشون) دنبال میشه، فهم صرف نیست. انتقال اطلاعات هم نیست. نویسنده و خواننده (آگاهانه یا ناآگاهانه) به دنبال یه جور تأثیر در مخاطبان که بسته به میزان شناختشون نسبت به این واقعیت و نسبت به مخاطب، میزان این تأثیرگذاری کم یا زیاد میشه. ضمن اینکه کلی تأثیر دیگه هم از متن به وجود میآد که نویسنده هیچ وقت نمیتونسته اونها رو پیشبینی کنه.
میثم رمضانعلی: ممنون از نظر؛ ارتباطش رو با این پست متوجه نشدم
سلام
بین اراده ی جدیه و اراده ی استعمالیه ی متکلم تفاوت وجود دارد ولی متکلم هدفش رساندن اراده ی جدیه است ولی چاره ای جز گفتار یا نوشتار ندارد لذا تنها راه رسیدن به معنا و مقصود جدی متکلم از طرف مخاطب تبادر ذهنی بین مدالیل الفاظ در ذهن است این تبادر تقریبا در همه ی انسانهای جامعه یکی است اما بعضی از امور در شرایط این تبادر تفاوتهایی را ایجاد میکنند مانند پیش زمینه ی قبلی در مورد متکلم نزد مخاطب و… به نظرم تبادر عرف را که نمیشود عوض کرد ولی باید هرکس هر مطلبی را که میخواند یا میشنود بدون پیش زمینه فرد متکلم در نظر بگیرد تا تبادر عموم مردم را در ذهنش داشته باشد.
میثم رمضانعلی: بحث بنده اصلا میزان تاثیرگذاری پیشفرضها در فهم مطلب نبوده است و فکر نمیکنم جایی هم توی متن بیان کرده باشم. من به طور اخص، سعی کردم فقط در مورد انتظارات شخص از خوانش یک متن حرف بزنم. بر اساس همین هم هست که تغییر انتظارات و تعریف ما از مطالعه و مواجهه اهمیت زیادتری پیدا میکنه
سلام
خوب ومفید بود
ممنون
سلام
وب شعر دنج را خواندم.
جالب و زیبا بود.
سلام خدا قوت. وبلاگ جالب و زیبایی دارین . از بابت امضا تشکر میکنیم. منتظر نظراتتون در وبلاگ یار سبز هم میباشیم.در صورت تبادل لینک لطفا اعلام کنید
این روزها چشم به شبکه هفت تلوزیونم . . .
مشاعره با چفیه . . .
منتظرم
یا حق
به استقبال ارباب که ميروي بايست
چند منزل مانده به کرب بلا
چند مشک آب ببر که دير نيست حراميان راه بر کاروان ببندند
لرزه دلت را سخت پنهان کن به چشمت بگو متلاطم نشود که مبادا دل اهل حرم نگران شود
کسي به استقبال فرزند زهرا نيامده مبادا جابماني
سلام
انجمن گفتگوي ديني با مجرب ترين کارشناسان پاسخگو ، زير نظر مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني ، محلي امن و مطمئن براي پرسش و پاسخهاي شما مي باشد.
مشاهده کليه گفتگوهاي ثبت شده ، کتابخانه عظيم مذهبي ، نرم افزارهاي رايگان ، گالري تصاوير مذهبي و … از ديگر امکانات رايگان اين سايت مي باشد.
براي بازديد از انجمن گفتگوي ديني به آدرس زير مراجعه بفرماييد:
http://www.askdin.com
در صورت تمايل مي توانيد با قرار دادن يکي از لوگوها يا بنرهاي زير ، در ثواب و اجر معنوي اين انجمن شريک باشيد:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=13740