در مواجهه با بحرانها، سیاست رسانهای نظامهای سیاسی معمولاً میان دو رویکرد قرار میگیرد: شفافیت کامل یا انسداد کامل. در جمهوری اسلامی نیز این دوگانه در سالهای اخیر بهطور جدی تجربه شده است: یا از بازتاب وقایع جلوگیری شده، یا در موارد معدودی، برخی پوششها بهصورت مدیریتشده و محدود انجام گرفته است. اما به نظر میرسد این وضعیت میانه، که نه شفاف است و نه قاطعانه مسکوت، بیشترین آسیب را به اعتماد عمومی وارد کرده است. برای تبیین این مسئله، میتوان دو الگوی متفاوت را مقایسه کرد: الگوی رسانهای حماس، با همهٔ نقدهای موجود، در حوزهٔ نبرد رسانهای بسیار فعال…