مطالب بیشتر
در تحلیل سیر تحول ساختار فرهنگی ایران در قرن اخیر، یکی از تجربههای مهم و قابلمطالعه، مجموعه اقداماتی است که در دوران پهلوی دوم، با محوریت فرح پهلوی، همسر محمدرضا شاه، در حوزه نهادسازی فرهنگی، آموزشی، هنری، بهداشتی و اجتماعی صورت گرفت. صرفنظر از ارزیابیهای سیاسی و ایدئولوژیک پیرامون رژیم پهلوی، بازخوانی این تجربه از منظر مدیریت فرهنگی و سیاستگذاری عمومی میتواند آموزنده و الهامبخش باشد. فرح پهلوی در مقام بانوی اول، از طریق مدیریت یا سرپرستی طیف وسیعی از نهادها و سازمانها، کوشید تا الگویی از حکمرانی فرهنگی مبتنی بر نهادسازی پایدار، جذب مشارکت نخبگان، و تلفیق سنتهای بومی…
در ادبیات مدیریت و برنامهریزی شهری، یکی از مثالهای کلاسیک، ماجرای توسعه بزرگراهها برای کاهش ترافیک است. در برخی شهرها، از جمله هیوستون آمریکا، برای حل معضل ترافیک، بزرگراههای گستردهتری ساخته شد. این اقدام در کوتاهمدت باعث کاهش بار ترافیکی شد، اما پس از چند سال، نهتنها ترافیک به حالت قبل بازگشت، بلکه از آن هم شدیدتر شد. این پدیده را «تقاضای القاشده» (Induced Demand) مینامند: وقتی ظرفیت سیستم افزایش مییابد، الگوی رفتار کاربران نیز تغییر میکند و نهایتاً همان فشار قبلی (و چهبسا بیشتر) بازتولید میشود. این تجربه برای من، در مواجهه با ابزارهای هوش مصنوعی نیز تکرار شد….
«شما میانگین پنج نفری هستید که بیشترین وقتتان را با آنها میگذرانید.» | جیم ران این جمله، اشاره به یک واقعیت دارد: هویت فردی نه صرفاً محصول تصمیمهای درونی، بلکه حاصل تعاملات مستمر و فشرده با دیگران است. انسان در خلاء هویت نمیسازد. شکلگیری شخصیت، نظام ارزشگذاری، ذائقههای فکری، الگوهای رفتاری و حتی حدود انگیزشها، در بستر شبکه روابط اجتماعی تثبیت و تنظیم میشوند. از منظر جامعهشناختی، هر فرد در دل یک «میدان اجتماعی» (social field) زیست میکند که قواعد نانوشته، انتظارات و نیروهای شکلدهندهٔ خاص خود را دارد. در چنین میدانی، افرادی که بیشترین تعامل و همنشینی با آنها…
در مسیر فهم عمیقتر مبانی نظری اسلام و نسبت آن با مسائل انسان معاصر، مراجعه به آراء اندیشمندانی چون شهید مطهری، آیتالله مصباحیزدی و دیگر متفکران برجسته نیمقرن اخیر، امری رایج و در عین حال موجه است. این رجوع، ریشه در جامعیت علمی، صداقت فکری و دغدغهمندی آنان در پاسخ به پرسشهای بنیادین دوران مدرن دارد. آنان کوشیدهاند آموزههای وحیانی را با زبانی عقلپسند و متناسب با اقتضائات روز، بازخوانی و بازآفرینی کنند. با اینحال، در میان چهرههای مؤثر معاصر، شخصیتی حضور دارد که علیرغم برخورداری از سرمایهای کمنظیر در عرصه اندیشه دینی، کمتر از این زاویه مورد توجه قرار…
مفهوم «زیّ طلبگی» از جمله اصطلاحاتی است که در فضای حوزوی بسیار رایج است. هرچند تعبیر «زیّ» در لغت بهمعنای هیئت و ظاهر است، اما آنچه تحت عنوان «زیّ طلبگی» در حوزهها مطرح میشود، فراتر از لباس و پوشش است و به نوعی، مجموعهای از سبک زندگی، منش اخلاقی، جهتگیری فکری و حتی نحوۀ تعامل اجتماعی را شامل میشود. مسأله اما اینجاست که این اصطلاح، با وجود کاربرد وسیعش، از معیارهای روشنی برخوردار نیست. گاهی زیّ طلبگی به سادهزیستی تقلیل داده میشود، گاهی به سکوت و کنارهگیری، گاهی به لباس خاص یا شکل سخن گفتن، و گاهی به نوعی بیتکلفی…
اگر بخواهیم یک نماد فیزیکی برای جمهوری اسلامی ایران پیدا کنیم، «مصلی تهران» بهترین گزینه است. این بنا نه تنها از نظر ظاهری، بلکه از نظر فلسفه ساخت، سرنوشت و کارکردش، شبیهترین چیز به جمهوری اسلامی است. از پروژهای که قرار بود یک شاهکار معماری باشد اما نیمهکاره رها شد، تا ترکیبی عجیب از سنت، مدرنیته، سیاست و وعدههایی که هیچوقت محقق نمیشوند. ۱. پروژهای که قرار نبود تمام شود مصلی تهران مثل بسیاری از پروژههای بزرگ جمهوری اسلامی، با هیاهوی زیادی شروع شد، اما هیچکس به پایان آن فکر نکرد. از دهه ۶۰ تاکنون، همیشه در حال ساخت است،…
پزشکیان کاری را از پیش نمیبرد. اون که نه میدانست و نه میداند چه باید کرد و هیچ دکترین و راهبردی برای پیشبرد جمهوری اسلامی در داخل و خارج ندارد، دورِ دومی نخواهد داشت. او ناتوان بوده و اصولا نمیتواند. عجیب نیست البته که نظام انتخاباتی که اینچنین برای سرنوشت ملتی سترگ، تصمیمسازی کرده است. مسئله البته فقط مسعود پزشکیان نیست. اما دو انتخابات گذشتهٔ ریاست جمهوری، عرصه را آنقدر شفاف کرده است که ما جز با تصمیمهای سخت نمیتوانیم راهی به نور بجوییم. ما یعنی مردم، ما یعنی کسی که این خاک برایش چنان ارزشمند است که چپ و…
در بارهٔ تلفنهراسی پیشتر یک متن نوشته بود: اینجا. این متن میتواند در ادامهٔ متن قبلی فرض شود. … ارتباطات در دنیای امروز به دلیل رشد فناوریهای ارتباطی به شکلی گسترده و متنوع درآمده است. روشهای برقراری ارتباط مانند پیامرسانی متنی، ایمیل و پیامهای صوتی در بسیاری از موارد جایگزین تماسهای مستقیم شدهاند. این تغییرات نه تنها به مسائل فرهنگی، بلکه به نظریههای علمی در حوزه ارتباطات و رسانه نیز مرتبط است. این مقاله با استناد به متون علمی و نظریات ارتباطی بررسی میکند که چرا تماس مستقیم با افراد در دنیای امروز معمولاً روش بهینهای برای ارتباط محسوب نمیشود….
گره کنار کشیدن آملی لاریجانی را باید در این عبارت از وی جست: «هیچ گاه تصمیمات شورا را تا این حد غیر قابل دفاع نیافتهام؛ چه در تأیید صلاحیتها و چه در عدم احراز صلاحیتها.» اینکه رویۀ شورای نگهبان در بررسی صلاحیتهای پنج شش نامزد مطرحِ ردصلاحیتشده چه بوده و بر اساس چه بناهایی بوده است، میتواند گره از دلایل اساسی کنارهگیریاش و ناامیدیاش از اصلاح شورای نگهبان، باز کند. به طور طبیعی و بر اساس رویههای پیشین، شورای نگهبان خود را پاسخگو نمیداند. آنچه که به عنوان محرمانگی و مصلحت، غیرشفاف میماند و بعید است هیچگاه بیان شود. آملی…
سال ۲۰۱۷، دکتر والتزمن در کمیته فرعی امنیت سایبریِ سنای ایالات متحده، ارائهای داشته است با عنوان: «مسلحسازی اطلاعات: لزوم امنیت شناختی» که متن آن نیز به عنوان یک گزارش در سایت موسسه رند منتشر شده است. مبحثی که دریچهایست برای نحوهای تلقی از مواجهه آمریکا در فضای سیاسیرسانهای جهان. در بخشی از مطلبش در بارۀ روش روسیه برای هک شناختی میگوید: «یکی دیگر از عناصر اصلی استراتژی عملیات اطلاعاتی روسی، هدف قرار دادن مخاطبان با روایتهای چندگانۀ متناقض جهت ایجاد بیاعتمادی» است. یک تکنیک بینظیر که میتواند مقدمۀ پیشروی یک قدرت در فضای حاکمیتی و یا اجتماعی باشد. شما…
به بدنه حزبالله القا شده نقدِ عملکرد یک نهاد، یعنی ضدانقلابیگری، یعنی ضدنظام بودن، یعنی رویارویی با اصل نظام. کار را حتی به جایی میرسانند که نقد یک نهاد یعنی نقد و تخریب ولی فقیه. و این، امکان اصلاح کژکارکردهای نهادی را گرفته و روندهایی خلق میکند که هستۀ اصلی تنظیم قدرت، اصلاح را در انحصار خود و تلقی از مفهوم اصلاح را در چارچوبِ نگاهِ انحصاری خود نگه دارد. شما نمیتوانی نقد کنی، چون کارتلهای رسانهای و ساماندهندههای قدرت، نقدکننده را گوشۀ رینگ برده و متهم به هزاران برچسب میکنند. با این سیاست، بدنهای تولید و بازتولید میشود که…
در تعریف حوزه عمومی و فضای اجتماعی به صورت کلان، نگاه و دیدگاههای متنوعی وجود دارد، اما نظر مشهورتر و مقبولتر در ایران این است که ما هسته شکلدهنده فضای اجتماعی را نهاد خانواده فرض میگیریم و آن را یک نهاد اساسی و بنیادین میدانیم. البته برای خانواده صورتهای مختلفی در غرب فرض میشود، اما ما از خانواده تعریف مرتبتری داریم که از شلختگیای که در تعریف خانواده در فضای غرب جدید میبینیم، به دور است. مسئله این است که ما برای شکل گرفتن خانواده در گذشته یک سری روندها و فرآیندهایی داشتهایم که اینها مخصوصا پس از انقلاب اسلامی…
کمی سادهتر؛ دم انتخابات را خوب نگاه کنید. همیشه جریانهای قدرت در انواع مختلفش(ایدئولوژیک، اقتصادی، حاکمیتی و سیاسی) تلاش میکنند تا یک دوگانهی کاذب بسازند. مدتها مردم را در یک سری مولفههای بیربط، دستهبندی سیاسی کردند. ریش بلند و چادر و کراوات و جنس لباس و … . البته که انتخاب هر کدام، انتخاب یک سبک زندگی(غربی و اسلامی) است؛ اما فاجعه این است که آن را سیاستزده طرح کردند. هر کس فلان جور زندگی میکند، پس اصولگرا/اصلاحطلب است. شما اگر به اصلاحطلبان نقدی وارد کنید، لزوما اصولگرا نیستید. اگر به اصولگراها انتقاد کنید هم به معنای این نیست که…
در صحنۀ عمومی، عدالتخواهی، به مبارزه با مفاسد اقتصادی، رانتهای خرد و افشاگری، تقلیل پیدا کرده است. همین مبارزۀ با فساد هم، چون دیگر یکی دو تا نیست، عملا دلخوشکنکیست برای بقا، برای زنده ماندن، برای حیات بدنهای که هنوز آرزوی تحقق آرمان عدالت، در تمامِ شئون آن را دارند. وگرنه چه کسیست که نداند، قوارۀ فسادهای اصلی، نه در حد این مثلا دانهدرشتها، که فراتر است؛ در جایگاههایی که بازار را بالا و پایین میکنند؛ در همین بانکهایِ مثلا خصوصی که خلق پول میکنند و هم از آخور گرانیها میخورند و هم از توبرۀ سلطه و اعتبارشان در اقتصاد….
از نزدیک و گاهی با فاصلهای کم، ستادهای تبلیغاتی برخی نامزدهای ریاست جمهوری را که میبینم، با خودم میگویم کسی که به همین سهولت بازیچۀ دست مشاوران رسانه میشود، چطور میتواند و چطور در خود میبیند که ریاست جمهور را بر عهده بگیرد؟ کسی که با آمار ریتوئیت و لایکِ مصنوعی و رباتیک خیال میکند در صدرِ مطالب توئیتر نشسته، کسی که به سبک قدیمیترها، عکسهایِ آتلیهای میگیرد که برای دامادیاش هم نگرفته و ذوق میکند که احتمالا این عکسها برایش کلی رأی میآورد، کسی که برای مشاوران انتخاباتی و برای ستادش ماهانه صدها میلیون تومان، احتمالا از کیسۀ خلیفه،…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند. میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپاریدشان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأیگیری بار…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
بازی ِ مسخرهی تمسخر اصغر فرهادی و به همان اندازه، بازی ِ مسخرهی حلوا حلوا کردنش، از همان زمان آغاز شد که انتظارش میرفت. وا ماندم که این همه از چیست؟ این همه هول برداشتنها از اینکه یک نفر رفته است و جایزهای گرفته است برای چیست؟ چرا این همه سر و صدا. نه اینکه مثلا برای این جایزه اهمیت قائل نباشم که اینطور نیست. بلکه نحوهی تشویق و تاییدها در بسیاری از موارد معطوف به خود جایزه نبود. دعواها و بحثها، خالهزنکی بودند. بحثهای مسخرهی دست دادن ِ محرم و نامحرم که انگار از اصغر فرهادی چه انتظاری غیر…
نحوهی برخورد نامناسب با نوشتهها و وبنوشتهها، خیلی وقت است دامن ِ وبلاگستان را گرفته است و گیر داده به حلقومهایی که رسانهای جز یک وبلاگ ِ زپرتی ندارند. آیا ما همهمان، حسین قدیانی هستیم؟ آیا لازم است همه حسین قدیانی باشیم؟ مگر حسین قدیانی چیست یا کیست که باید همه، حسین قدیانی باشند؟ مقدمه قدیانی، پس از حماسهی نهم دیماه هشتاد و هشت و پس از فروکش کردن فتنهی انتخابات، مطالبش را در قالب ِ وبلاگ منتشر کرد. یعنی زمانی که بصیرت عمومی افزایش یافته بود و فتنه، تا حدود زیادی دفع شده بود. پس از حضور چشمگیر امت…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
من نمیدانم چرا باید درخواست شود که مفاد یک مذاکره، که برایش خون ریخته شده است و بدل به یک امر هویتی شده است، مخفی و محرمانه باشد. تیم ایرانی از چه چیزی هراس دارد و مگر چه دارد تقدیم غرب میکند که باید اصرار داشته باشد که مفادی که در بستهی پیشنهادیاش است محرمانه باقی بماند. صداها و خبرها و حرفهایی که در فضای رسانهای رد و بدل میشود حاکی از آن نیست که بیش از این میشود به ظریف و تیم مذاکره کنندهی هستهای اعتماد داشت و اگر حتی اعتماد داشت، نمیتوان چشمها را بست و همه چیز…
ـ گند زدهاند. حالا من مینویسم گند. وگرنه وضع خرابتر از اینهاست و شما به جای «گند زدهاند»، هر عبارت ِ سخیفتری میتوانید به کار ببرید. و هر چه این عبارت سنگینتر باشد، به حقیقت ِ کاری که اینها کردهاند، نزدیکتر. ـ آن مغزی که همچه چیزی را پیشنهاد داده را به نظرم باید بیاورند بیست و سی، تا ملت با این همه هوش ِ سرشار آشنا بشود. همه را هم ردیف کرده برای این مراسم. از نیروهای نظامی و امنیتی و غیره گرفته تا وزیر و وکیل و آخوند و غیره. همه هم مثل ِ ماست ِ نماسیده، در…
