مطالب بیشتر
در بسیاری از موارد، میان «عملیات روانی» و «جنگ روایتها» خلط صورت میگیرد؛ در حالی که این دو، با وجود برخی شباهتهای سطحی، در ماهیت، ابزار و کارکرد تفاوتهای بنیادینی دارند. عملیات روانی بهمعنای بهرهگیری از شگردهایی مانند شایعهسازی، تهدید، القای ترس یا ناامیدی است و معمولاً در پی اثرگذاری مقطعی و تاکتیکی بر مخاطب خاص است. اما جنگ روایتها بهمعنای ساخت و تثبیت یک داستان منسجم و باورپذیر است؛ روایتی که بتواند حوادث را معنا دهد، قهرمان و ضدقهرمان خلق کند، گذشته را تفسیر نماید و آینده را جهتدار سازد. تفاوت اساسی اینجاست که عملیات روانی همچون شلیک لحظهای…
رژیم صهیونیستی، با دقت و سرعت، در حال شکلدادن به روایتی خاص از حملهٔ ایران است: روایتی که هدف آن، نه صرفاً جلب ترحم، بلکه تغییر قضاوت مخاطب منطقهای و بینالمللی درباره مشروعیت پاسخ ایران است. در این روایت، ایران نه یک کنشگر دفاعی، بلکه کشوری بیمحابا و بیتوجه به غیرنظامیان تصویر میشود. اجزای این تصویرسازی، بسیار حسابشده انتخاب شدهاند: ▫️ مسجدی که ترکش خورده؛ ▫️ مهدکودک یا مدرسهای که گفته میشود آسیب دیده؛ ▫️ عروسی که با لباس سفید، به حاشیه بزرگراه گریخته. اینها تصادفی نیست. اینها المانهای کلاسیک در روایت جنگ علیه غیرنظامیاناند؛ دقیقاً همان چیزهایی که افکار…
کاربران فضای مجازی، نه از سر بیتفاوتی، بلکه در واکنش به اشباع اطلاعاتی و فرسایش اعتماد رسانهای، بسیاری از کانالهای دریافت پیام را بیصدا کردهاند یا به زودی خواهند کرد. در هفتهها و روزهای پیشِ رو، این وضعیت احتمالاً تشدید خواهد شد: کاربران با بار شناختی مضاعف مواجه خواهند بود؛ سیلی از دادهها، بدون امکان تفکیک میان واقعیت و جعل. نه به منابع رسمی اطمینان کامل وجود خواهد داشت، و نه به روایتهای موازی. در کنار این وضعیت، باید در نظر گرفت که دسترسی به اینترنت نیز ممکن است با محدودیتهای شدیدتری، مثل همین چند روز، روبهرو شود، که خود…
در روزهای گذشته، تحلیلهایی دربارهی احتمال جنگ مستقیم میان ایران و رژیم صهیونیستی منتشر شده که بیشتر از آنکه ارزیابیهای امنیتی باشند، تابلویی سیاه، یکطرفه و آخرالزمانی از آیندهٔ ایران ترسیم میکنند: از بمباران اتمی تهران و ورود قطعی آمریکا گرفته تا فروپاشی شبکههای امنیتی، پخش پیام تسلیم از صداوسیما، و حرکت گروههایی چون منافقین برای تسخیر شهرها. شش خطای جدی در این مدل تحلیلها را مرور کنیم: ۱. ایران فقط دیپلماسی نیست در بسیاری از این سناریوها، ایران بهعنوان کشوری تصویر میشود که جز دیپلماسی اخلاقمحور و امید به جامعه جهانی، ابزاری برای دفاع از خود ندارد. در حالیکه…
در نبردی که میان ایران و رژیم صهیونیستی آغاز شده، میدان جنگ دیگر فقط مرزها و آسمانها نیست. این یک جنگ ترکیبی است؛ بخشی از آن در ذهن و روان ما جریان دارد. اگر این درگیری ادامهدار شود – که چندان هم دور از انتظار نیست – میزان تابآوری ما در برابر اخبار، استرسها، شایعات، ترسها، دلهرهها و فرسایش روانی، نقشی حیاتی در حفظ انسجام اجتماعی و امنیت ملی ایفا خواهد کرد. تابآوری صرفاً صبوری نیست؛ مهارتی است که باید آموخت، انتخابی است که باید آگاهانه انجام داد و ضرورتی است که نمیتوان از آن چشم پوشید. برای تقویت تابآوری…
در منطق جنگ ترکیبی، سلاح دشمن فقط انفجار و باروت نیست؛ داده و روایت هم در خط مقدم قرار دارند. پیامهایی که ما در شبکههای اجتماعی منتشر میکنیم—حتی اگر صرفاً واکنشی شخصی یا احساسی به وضعیت روزمره باشد—در معرض رصد مداوم اتاقهای تحلیل دشمن است. این اتاقها نهفقط بهدنبال شنیدن سخنان ما، بلکه در پی «سنجش روان جامعه»، «شناسایی گسلهای فعال» و «پیشبینیپذیری رفتار عمومی» هستند. آنها از همین محتواها برای تصمیمسازی در حوزههایی چون عملیات روانی، مداخله رسانهای، و حتی طراحی فشارهای دیپلماتیک و امنیتی استفاده میکنند. هر بار که در کلام خود—ولو ناخواسته—نشانهای از فروپاشی، ناامیدی، یا تفرقه…
محورها، رویکردها و راهبردهایی که شاید کمک کنه توی این اوضاع به روایت بهتر: ۱. اصل راهبردی: روایت مقاومت، نه روایت بحران دشمن بهدنبال القای «بحران بیپایان» و «فروپاشی قریبالوقوع» است؛ روایت ما باید بر حقانیت مقاومت، مشروعیت پاسخ نظامی، و انسجام ملی تمرکز کند. بر ابتکار عمل ایران، عقلانیت تصمیمات، و محدود بودن جنگ به منافع امنیتی ملی تأکید شود. ۲. مدیریت هیجان: نه اغراق، نه تخدیر از روایتهای اغراقآمیز، وعدههای زودبازده یا پیروزیهای بدون پشتوانه خودداری شود. در عینحال، روایتهای مأیوسکننده، بزرگنمایی آسیبها، و تضعیف روحیه عمومی نیز نباید بازنشر شود. شجاعت همراه با بصیرت را القا کنید،…
ما در میانهٔ میدان ایستادهایم، بیسایهٔ چترهای ائتلاف و بیپشتوانهٔ کنفرانسهای پرزرقوبرق. آنچه داریم، نه محصول میزهای چانهزنی است و نه هدیه محافل قدرت. آنچه داریم، تکهتکه از جان برآمده است؛ از شبهای بیپایان آزمایشگاهها، از خطوط تولید خاموشناشدنی، از امیدهایی که با دست خالی ساخته شدهاند، نه با قراردادهای پرمهر و امضا. در سوی دیگر میدان، بلوکهایی ایستادهاند که قرنهاست نقشه تسلط ترسیم میکنند؛ با شبکههای بههمپیوسته نظامی، مالی، رسانهای و اطلاعاتی. چیزی فراتر از یک دشمن نظامی. اینجا با ساختارها میجنگیم، با سامانههای انباشته از سرمایه و تجربه، با الگوهای بهظاهر پیروزمند تمدنسازی غربی. اما معادله ساده نیست….
مصرف مداوم، پرشتاب و بیهدف اخبار، لزوماً به معنای بهروز بودن یا برخورداری از سواد رسانهای نیست. در عصر اشباع اطلاعات، غرق شدن در جریان پرحجم دادهها بدون غربالگری تحلیلی، نه تنها به افزایش آگاهی منجر نمیشود، بلکه میتواند به اختلال در نظام اولویتبندی ذهنی و کاهش قدرت تصمیمگیری منجر گردد؛ پدیدهای که از آن با عنوان «آشفتگی شناختی» یاد میشود. در وضعیت جنگ روایتها و بمباران خبری، مهارت اصلی نه در مصرف بیشتر، بلکه در انتخاب هوشمندانه، تحلیل دقیق و زمانبندی صحیح برای مواجهه با اطلاعات است. خواندن خبر، نیازمند فاصلهگذاری راهبردی، حساسیت تحلیلی، و تکیه بر منابع معتبر…
هشتگزدنهای سازمانی و تکراری، در بهترین حالت صرفاً به گسترش یک شبکهٔ بسته و دورهمی میانجامد؛ شبکهای که اغلب در فضای واقعی تأثیر چندانی ندارد. آنچه امروز به آن نیاز داریم، محتوای اصیل، قابلفهم و اقناعکننده است؛ محتوایی که بنویسد، تبیین کند، و مخاطب را جدی بگیرد. بهجای تکثیر کلیشههای تشکیلاتی، به محتوای مؤثر اکانتهای مستقل و کمتر دیدهشده ضریب بدهید؛ اما نه صرفاً از سر رفاقت تشکیلاتی، بلکه با حمایت واقعی، هدفمند و تحلیلمحور. عبور از حلقههای بسته، به گسترش واقعی شبکهٔ ارتباطی میان علاقهمندان به امنیت ایران میانجامد. و از همه مهمتر: درگیر شدن با اکانتهایی که امنیت…
در بازنشر اخبار و تصاویر مربوط به جنایات رژیم صهیونیستی، لازم است میان «نمایش مظلومیت» و «تکثیر ترس» تمایز قائل شویم. رژیم اشغالگر صهیونیستی در جنگ شناختی علیه ملتهای منطقه، به شدت نیازمند تزریق احساس ناامنی و استیصال در افکار عمومی ایران است. انتشار بیضابطهٔ تصاویر دلخراش، به ویژه تصاویر مستقیم از اجساد یا مجروحان غیرنظامی، هرچند در ظاهر روایتگر جنایت است، اما در عمل میتواند کارکرد روانی مورد نظر دشمن را تکمیل کند: القای شکستناپذیری، تهییج اضطراب اجتماعی و فرسایش سرمایهٔ روانی جامعه. روایت مظلومیت، باید با حکمت و درک صحیح از بستر جنگ روایتها همراه باشد. به جای…
آنچه در نخستین مواجهه با «او» تأملبرانگیز است، نه موضوع آن، بلکه شکلِ غیاب است که در سراسر متن «حضور» دارد. نویسنده، با کنارهگیری از روایتهای متعارف قهرمانسازی، به ما نه پرترهای تمامنما، که تکّههایی از غیبتِ حضور میدهد؛ تصویری که بیش از آنکه دیده شود، حس میشود. رمان «او» تازهترین اثر میثم امیری است که بهتازگی توسط انتشارات «خط مقدم» منتشر شده. کتاب، در نخستین چاپ خود، تلاش دارد با نگاهی غیرمستقیم و روایی چندلایه به شخصیت عماد مغنیه نزدیک شود؛ نه از مسیر پرترهسازی مستقیم، بلکه از خلال روایتهای تکهتکه و صداهایی گوناگون. همین ساختار باعث شده «او»…
وقتی برای اولین بار به یک مدل هوش مصنوعی پرسیدم «آیا نماز جماعت در هواپیما صحیح است؟»، تصور نمیکردم جوابی دریافت کنم که هم دقیق باشد، هم مستند، هم روان. بعد هم با یک دستور ساده، توانست نظر مراجع مختلف را برایم فهرست کند. نه در قالب لینک و ارجاع، بلکه درست مثل یک پاسخگوی آشنا به ادبیات فقهی و احکام دینی. فکر کردم این فقط یک شوخی است یا نهایتاً ابزار کمکآموزشی. اما هر چه گذشت، دیدم که این مدلها دارند جدیتر و عمیقتر وارد حوزههایی میشوند که تا دیروز در انحصار متخصصان دینی بود. پرسش و پاسخ فقهی،…
مرتضی سرهنگی از نخستین کسانی بود که فهمید جنگ فقط میدان نبرد نیست؛ میدان روایت است. او نه فرمانده بود، نه رزمندۀ خطشکن، اما نقش او در حافظه جنگ، کمتر از هیچیک از آنها نیست. از همان سالهای پایانی جنگ، او فهمید که اگر صدای رزمندگان عادی، بسیجیهای گمنام، امدادگرها و سربازها ثبت نشود، تاریخ جنگ به انحصار گزارشهای رسمی و روایتهای بالا به پایین درمیآید. این نگاه ریشهای به ضرورت ثبت تجربههای زیسته، بعدها به پایهگذاری «ادبیات شفاهی دفاع مقدس» منتهی شد؛ جریانی که امروز دهها نویسنده و صدها اثر را در دل خود جای داده و یکی از…
پیام امام خمینی (ره) به روحانیت و حوزههای علمیه(منشور روحانیت)، و پیام اخیر مقام معظم رهبری به مناسبت صدمین سالگرد تأسیس حوزه علمیه قم، هر دو میتوانند در زمرهٔ متون مرجع و بنیانگذار در گفتمان روحانیت شیعی و حوزههای علمیه معاصر جای گیرند. بازخوانی تطبیقی این دو متن، نه تنها شکافها و استمرارهای مفهومی و روشی را آشکار میسازد، بلکه امکان فهم تحولات پارادایمی در تعریف نقش حوزه در نسبت با قدرت، جامعه و تمدن را فراهم میکند. ۱. افق گفتمانی مشترک: تثبیت حوزه به مثابه «فاعل اجتماعی» در هر دو متن، حوزه صرفاً یک نهاد آموزشی یا مرکز تولید…
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند. میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپاریدشان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأیگیری بار…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
بازی ِ مسخرهی تمسخر اصغر فرهادی و به همان اندازه، بازی ِ مسخرهی حلوا حلوا کردنش، از همان زمان آغاز شد که انتظارش میرفت. وا ماندم که این همه از چیست؟ این همه هول برداشتنها از اینکه یک نفر رفته است و جایزهای گرفته است برای چیست؟ چرا این همه سر و صدا. نه اینکه مثلا برای این جایزه اهمیت قائل نباشم که اینطور نیست. بلکه نحوهی تشویق و تاییدها در بسیاری از موارد معطوف به خود جایزه نبود. دعواها و بحثها، خالهزنکی بودند. بحثهای مسخرهی دست دادن ِ محرم و نامحرم که انگار از اصغر فرهادی چه انتظاری غیر…
نحوهی برخورد نامناسب با نوشتهها و وبنوشتهها، خیلی وقت است دامن ِ وبلاگستان را گرفته است و گیر داده به حلقومهایی که رسانهای جز یک وبلاگ ِ زپرتی ندارند. آیا ما همهمان، حسین قدیانی هستیم؟ آیا لازم است همه حسین قدیانی باشیم؟ مگر حسین قدیانی چیست یا کیست که باید همه، حسین قدیانی باشند؟ مقدمه قدیانی، پس از حماسهی نهم دیماه هشتاد و هشت و پس از فروکش کردن فتنهی انتخابات، مطالبش را در قالب ِ وبلاگ منتشر کرد. یعنی زمانی که بصیرت عمومی افزایش یافته بود و فتنه، تا حدود زیادی دفع شده بود. پس از حضور چشمگیر امت…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
من نمیدانم چرا باید درخواست شود که مفاد یک مذاکره، که برایش خون ریخته شده است و بدل به یک امر هویتی شده است، مخفی و محرمانه باشد. تیم ایرانی از چه چیزی هراس دارد و مگر چه دارد تقدیم غرب میکند که باید اصرار داشته باشد که مفادی که در بستهی پیشنهادیاش است محرمانه باقی بماند. صداها و خبرها و حرفهایی که در فضای رسانهای رد و بدل میشود حاکی از آن نیست که بیش از این میشود به ظریف و تیم مذاکره کنندهی هستهای اعتماد داشت و اگر حتی اعتماد داشت، نمیتوان چشمها را بست و همه چیز…
ـ گند زدهاند. حالا من مینویسم گند. وگرنه وضع خرابتر از اینهاست و شما به جای «گند زدهاند»، هر عبارت ِ سخیفتری میتوانید به کار ببرید. و هر چه این عبارت سنگینتر باشد، به حقیقت ِ کاری که اینها کردهاند، نزدیکتر. ـ آن مغزی که همچه چیزی را پیشنهاد داده را به نظرم باید بیاورند بیست و سی، تا ملت با این همه هوش ِ سرشار آشنا بشود. همه را هم ردیف کرده برای این مراسم. از نیروهای نظامی و امنیتی و غیره گرفته تا وزیر و وکیل و آخوند و غیره. همه هم مثل ِ ماست ِ نماسیده، در…
