مطالب بیشتر
خب بالاخره تمام شد. بیش از ذهنیتم طول کشید: ۸ روز. هفتهٔ پیش، کتاب را از توی کارتنهای کتاب توی انباری – چون در خانه جا نداریم – بیرون کشیدم و توی چمدان گذاشتم تا در نجف بخوانم. و هشت روز طول کشید. سه روز بیشتر از تصور اولیهام. با این حال میارزید. قبلتر از این، «مدیریت توجه» را دم دست گذاشته بودم. چند باری تلاش کردم تا تمامش کنم و نشد. بینامتنِ کتاب آنقدر زیاد بود که پردازش مغزیام انرژی برای جلو رفتن نداشت. برای همین سراغ این یکی رفتم. احتمالا شما هم مثل من، هزار راه را برای…
اقناع، از جنس همراهیست؛ نه از جنس غلبه. اما ما در فضای رسانهای، امنیتی و حتی دینی، بارها و بارها آن را با تحمیل اشتباه گرفتهایم. گمان کردهایم اگر معنایی را بلندتر بگوییم، اگر آن را با لحن قاطعتری بیان کنیم، یا اگر حجم بیشتری از محتوا تولید کنیم، مخاطب چارهای جز پذیرش نخواهد داشت. اما اقناع، برخلاف این تصور، با بلند گفتن حاصل نمیشود؛ با دقیق گفتن هم نه. اقناع، با در کنار مخاطب گفتن اتفاق میافتد. در اقناع، نمیشود از بالا حرف زد. نمیشود چنان کرد که «من میدانم» و «تو باید بپذیری». نمیشود سخن را طوری گفت…
در فضای رسانه، سیاست و تبلیغ، مخاطب اغلب بهمثابه موجودی صرفاً عقلانی فهم میشود. تصور رایج آن است که با ارائهٔ استدلال منسجم، گزارههای دقیق و دادههای مستند، اقناع حاصل میشود. اما تجربه نشان میدهد که این تصور، اگرچه ریشه در سنت عقلگرایی دارد، در عمل پاسخگو نیست. بارها و بارها دیدهایم که استدلالها منطقیاند، اطلاعات دقیقاند، صورتبندیها بینقصاند؛ اما مخاطب قانع نمیشود. چرا؟ زیرا اقناع، تنها در قلمرو ذهن رخ نمیدهد. اقناع، فرآیندی است که در مرز میان عقل و احساس شکل میگیرد. نه صرفاً تحلیلی است و نه صرفاً عاطفی؛ بلکه آمیزهای پیچیده از دریافتهای شناختی، هیجانات، باورهای…
در فضای رسانه، سیاست، و امنیت، اقناع را معمولاً با «استدلال» یا «منطق» اشتباه میگیریم. گمان میکنیم اگر دادهها دقیق باشند، اگر استدلال قوی باشد، اگر نتیجهگیری منطقی باشد، پس مخاطب قانع خواهد شد. اما واقعیت این است که اقناع، نه محصول منطق صرف است و نه نتیجهی استنتاج مستقیم. اقناع، بیش از آنکه عقلانی باشد، روانیست؛ و بیش از آنکه به صحتِ محتوای پیام متکی باشد، به شیوه و زمینهٔ بیان آن وابسته است. اقناع، قدرت منطق نیست؛ قدرت بیان است. قدرتی که در لحن، فرم، تن صدا، انتخاب واژگان، چینش اطلاعات و حتی سکوتها متجلی میشود. ما در…
بیانیهی اخیر وزارت اطلاعات درباره نبرد ۱۲ روزه، یکی از اسناد مهم و رسمی امنیتی جمهوری اسلامی است؛ نه فقط از نظر میزان صراحت، بلکه به خاطر حجم گسترده اطلاعات، تنوع میادین عملیاتی، و ورود مستقیم یک نهاد اطلاعاتی به میدان روایت عمومی. این اتفاق در جای خود مبارک و مهم است، اما فراتر از مضمون بیانیه، یک پرسش کلیدی همچنان باقی است: آیا این متن میتواند به روایتی اقناعکننده و مؤثر در افکار عمومی تبدیل شود؟ یا همچنان در چارچوب یک گزارش سنگین و محرمانه، فقط برای اهل فن قابل استفاده است؟ نگاه دقیقتر به ساختار و زبان بیانیه…
در جهان روایتمحور امروز، سکوت نیز سخن میگوید؛ و گاه، از فریاد رساتر است. نبرد دوازدهروزهٔ ایران و رژیم صهیونیستی، صرفنظر از مختصات نظامیاش، لحظهای نمادین در تحول میدان روایت بود؛ نقطهای که در آن، تقابل فیزیکی جای خود را به تقابل معنایی داد، و مفهوم تازهای از «بازدارندگی نرم» در پرتو سکوت دشمن تثبیت شد. این سکوت، بهمثابه رخدادی تمدنی، تنها در صورت صورتبندی نظری و حافظهسازی مفهومی میتواند به سرمایهای پایدار برای آینده بدل شود. ۱. سکوت دشمن: نشانهٔ مهار روایی و بازدارندگی نرم رژیم صهیونیستی که در بحرانهای پیشین، عمدتاً با تصویرسازی عاطفی و تبلیغات میدانی، جنگ…
در عصر جنگهای چندلایه و روایتمحور، نبرد دوازدهروزهٔ ایران و رژیم صهیونیستی، صرفاً یک تقابل نظامی محدود نبود؛ بلکه آزمونی تمدنی برای بازتعریف حافظهٔ دفاعی ملت ایران بود. رویدادی که اگر در سطح راهبردی ثبت و در قالب مفاهیم بنیادین صورتبندی نشود، در حافظهٔ ملی محو خواهد شد و میدان معنا، بار دیگر، به روایت رقیب واگذار میشود—حتی اگر پیروز شود. در این میدان کوتاه و فشرده، سه مؤلفهٔ درهمتنیده قابل تفکیک بود: ۱. تهاجم سازمانیافتهٔ یک رژیم دارای بازدارندگی هستهای، ۲. پاسخ چندلایه، مرحلهمند و مهارشدهٔ جمهوری اسلامی، ۳. تثبیت تصویر عقلانیت بازدارندهٔ ایران در افکار عمومی منطقه و…
بازسازی روایت اقتدار، نه فقط یک پروژه فرهنگی، بلکه شرط لازم برای بقا، تابآوری و بسط تمدنی جمهوری اسلامی در میدان آینده است جوان آنلاین: پس از پایان جنگ تحمیلی، روایت رسمی از دفاع مقدس عمدتاً حول محورهای عاطفی– سوگوارانه شکل گرفت. ما اغلب با یک خط بیوقفه حماسی مواجهیم که قدرت تحلیل تاریخی و سیاسی را از مخاطب میگیرد. بازسازی روایت اقتدار، نه فقط یک پروژه فرهنگی، بلکه شرط لازم برای بقا، تابآوری و بسط تمدنی جمهوری اسلامی در میدان آینده است. به گزارش «جوان»، بعد از اعلام آتشبس در جنگ تحمیلی، روایت رسمی از دفاع مقدس عمدتاً حول…
در قریب به دو دهه گذشته، جریانی مشخص و بهلحاظ گفتمانی منتسب به جریان مذهبی و انقلابی، در بسیاری از گلوگاههای تصمیمگیری و سیاستگذاری فضای مجازی ایران نفوذ کرده و نقش ایفا کرده است. این جریان، در ظاهر با تابلوی «صیانت فرهنگی» و «حفظ ارزشها» وارد میدان شده، اما در عمل با اقداماتش نهتنها مانع رشد اکوسیستم دیجیتال کشور شده بلکه برخی از مهمترین ظرفیتهای داخلی را نابود کرده است. این جریان، در سالهای گذشته با تکیه بر دو محور اصلی – بهرهگیری گسترده از سازوکارهای فیلترینگ و تأثیرگذاری در برخی فرایندهای تصمیمگیری در حوزههای قضایی و نظارتی – توانسته…
واقعیت این است که ایتــا تنها یک اپلیکیشن نیست؛ ایتا نماد یک شیوه نگاه به حکمرانی فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایران است. سیاستگذاری فضای مجازی در کشور ما سالهاست بر مبنای کنترل، پالایش و حذف شکل گرفته است. این نگاه، به جای آنکه فضای مجازی را عرصه تضارب آرا و گردش آزاد اطلاعات بداند، آن را میدان تهدیدهای امنیتی، تهاجم فرهنگی یا جنگ شناختی میبیند. محصول چنین رویکردی، زیستبومهایی است که به ظاهر متنوعاند، اما در واقع، جهانهای بسته و ایزولهاند که در آنها نه صداهای مخالف مجال بروز دارند و نه روایتهای متفاوت امکان بقا. ایتــا از دل…
خیلیها زیر پست قبلی نوشتند که ماجرای حبابهای اطلاعاتی چیز تازهای نیست. گفتند الی پاریسر سالها پیش در آمریکا از Filter Bubble حرف زده بود و امروز توییتر و اینستاگرام هم همین مشکل را دارند. گفتند چرا چسبیدهاید به ایتا؟ مگر ایتا چه فرقی با بقیه دارد؟ حق دارند. اتاق پژواک، محصول همه شبکههای اجتماعی است. الگوریتمها در هر جای دنیا آدمها را میبرند در دایرهای از محتواهایی که خوششان میآید و باورشان را تأیید میکند. اینستاگرام هم مغز آدمها را قالب میگیرد، توییتر هم آدمها را قبیلهای میکند، تلگرام هم همین بوده. اما داستان ایتا فرق دارد. اتفاقاً مسأله ایتا…
خانم محمدی در این متن با مثال «حباب مدرسه» نشان دادند که زندگی در یک دنیای بسته، چطور آدمها را دچار توهم دانایی، افراط یا فروپاشی ناگهانی میکند. حالا همان اتفاق، در مقیاسی بسیار بزرگتر، در زیستبوم مجازی ایران در حال تکرار است. مسأله فقط فیلترینگ تلگرام نیست؛ خطر اصلی در فیلترینگی نهفته است که فضای بسته و یکدستی مثل ایتا را بدل به تنها پنجره رو به جهان میکند. ایتا از تلگرام خطرناکتر است، چون حبابی بزرگتر و سختتر ساخته که نه تنها کاربرانش، بلکه حاکمیت را نیز در خطای ادراک فرو میبرد. این متن، تلاشی دوباره است تا…
در سپهر سیاسی امروز، وقتی سخن از «ایران» به میان میآید، نباید نگاه را تنها محدود به مرزهای جغرافیایی یا یادگارهای تاریخی آن کرد. ایران، بهعنوان یک واحد تمدنی زنده و پویا، مجموعهای است از لایههای فرهنگی، اعتقادی، زبانی و رفتاری که در دل تحولات پیدرپی، همواره بازتعریف شده و میشود. این بازتعریف، حاصل یک اراده تاریخی است؛ ارادهای که گاهی در سیمای شاعری چون فردوسی دیده شده، گاهی در ساختار سیاسی صفویه، و امروز در رویکرد تمدنی رهبر نظام اسلامی قابل ردگیری است. هویت افزوده؛ از شاهنامه تا ولایت نقش فردوسی در تثبیت زبان فارسی و نقش صفویه در…
در یک دهه اخیر، اندیشکدهها، هستههای سیاستگذاری و نهادهای تصمیمیار با شتاب در ساختار جمهوری اسلامی گسترش یافتهاند. گرچه این روند در ظاهر نشانه نهادینهسازی عقلانیت سیاستی و اتکای حاکمیت به الگوهای سیاستگذاری عمومی (Public Policy) است، اما در واقع بخشی از پروژهای مهارکننده است؛ پروژهای برای جذب و مدیریت انرژیهای سیاسی نسل جدید انقلابی و سوق دادن آنها به عرصهای خنثی از سیاست. از دهه ۱۳۹۰ به بعد، همزمان با تعمیق شکافهای اجتماعی و بروز اعتراضات مختلف، جمهوری اسلامی بهجای گشودن راه مشارکت در سیاست (Politics)، جوانان نخبه و دغدغهمند را به سمت حوزه سیاستگذاری (Policy) سوق داد. در…
انتشار خبر دستگیری صدها عامل نفوذی در ایران، بار دیگر نگاه افکار عمومی را متوجه مقوله «جاسوسی» کرده است. بااینحال، تصور عمومی از جاسوس هنوز در همان قالبهای سنتی و کلاسیک باقی مانده است: مأمورانی با هویت جعلی، ابزارهای رمزنگاری، تعقیب و مراقبت، و انتقال اسناد محرمانه. این در حالی است که جاسوسی انسانی (HUMINT) در روزگار ما دچار دگرگونیهای عمیق شده و امروز با چهرهای بسیار پیچیدهتر و پنهانتر عمل میکند. سرویسهای اطلاعاتی جهان در حوزه جاسوسی انسانی بر چند اصل کلیدی تمرکز یافتهاند که ماهیت این عرصه را تغییر داده است: – نفوذ عمیق و طولانیمدت جاسوسان امروزی…
سال هشتاد و هشت و روزهای اولیهی پس از انتخابات که تهران آبستن اتفاقات بود و در بعضی از خیابانها نیز درگیریها شروع شده بود، تلویزیون، مملکت را گل و بلبل نشان میداد. دریغ از پخش خبر و یا گزارش از این اتفاقات. تنها کاری که بعد از جند روز تلویزیون انجام داد، شرکت کنندگان در آشوبها را در قالب معدودی آشوبطلب جلوه داد. «بایکوت» راهبرد تلویزیون بود. راهبردی که به طور مشخص با شکست مواجه شد و اعتماد بسیاری را به تلویزیون از بین برد و باعث شد، شبکههای خبری معاند، رسانههای بهتری برای پیگیری اخبار اتفاقات جلوه کنند….
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند. میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپاریدشان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأیگیری بار…
خیلی دیدهام و خیلی شنیدهام و خیلی گاه با ادبیات انقلابی خواستهاند که وبلاگنویس حزباللهی مالهکشی کند. مالهکشی یعنی بخواهی اشتباهی را که بخشی از جمهوری مرتکب شده است و برای جمهوری و مردم و غیره هزینه داشته است را توجیه کنی و رویش خط بکشی. مثلا با لالمانی گرفتن، مثلاتر با اینکه این اشتباه یک نفر بوده است و با اینکه هنوز جمهوری حرکت مثبتی برای حل آن نکرده است باز نباید به پای نظام گذاشته شود و قس علی هذا. مالهکشی یعنی «هر طور که شده» از نظام و کارهایش دفاع کنی. چه که مثلا دو هفتهی پیش…
یک: دادستان تهران در مورد تشویق حاجمنصور به کشتن مشائی، بیان کرده است که شخصی که در مورد او صحبت شده است میتواند اعلام جرم کند. یعنی مشائی بیاید و علیه حاج منصور شکایت کند. خیلی شاد هستند بعضیها. این در حالیست که حاجمنصور ارضی بارها و بارهاست و سالها و سالهاست با ادبیات بازداشتگاهی، دیگران را با القاب خر و یهودی و زنازاده و …. خطاب کرده است و کک ِ دادستان هم نگزیده است. همان دادستانی که هنوز آفتاب شنبهی پیش ننشسته بود و چند ساعتی از انتشار خاتون نگذشته بود، خبر خاتون را شنیده بود و متوجه…
بازی ِ مسخرهی تمسخر اصغر فرهادی و به همان اندازه، بازی ِ مسخرهی حلوا حلوا کردنش، از همان زمان آغاز شد که انتظارش میرفت. وا ماندم که این همه از چیست؟ این همه هول برداشتنها از اینکه یک نفر رفته است و جایزهای گرفته است برای چیست؟ چرا این همه سر و صدا. نه اینکه مثلا برای این جایزه اهمیت قائل نباشم که اینطور نیست. بلکه نحوهی تشویق و تاییدها در بسیاری از موارد معطوف به خود جایزه نبود. دعواها و بحثها، خالهزنکی بودند. بحثهای مسخرهی دست دادن ِ محرم و نامحرم که انگار از اصغر فرهادی چه انتظاری غیر…
نحوهی برخورد نامناسب با نوشتهها و وبنوشتهها، خیلی وقت است دامن ِ وبلاگستان را گرفته است و گیر داده به حلقومهایی که رسانهای جز یک وبلاگ ِ زپرتی ندارند. آیا ما همهمان، حسین قدیانی هستیم؟ آیا لازم است همه حسین قدیانی باشیم؟ مگر حسین قدیانی چیست یا کیست که باید همه، حسین قدیانی باشند؟ مقدمه قدیانی، پس از حماسهی نهم دیماه هشتاد و هشت و پس از فروکش کردن فتنهی انتخابات، مطالبش را در قالب ِ وبلاگ منتشر کرد. یعنی زمانی که بصیرت عمومی افزایش یافته بود و فتنه، تا حدود زیادی دفع شده بود. پس از حضور چشمگیر امت…
من نمیدانم چرا باید درخواست شود که مفاد یک مذاکره، که برایش خون ریخته شده است و بدل به یک امر هویتی شده است، مخفی و محرمانه باشد. تیم ایرانی از چه چیزی هراس دارد و مگر چه دارد تقدیم غرب میکند که باید اصرار داشته باشد که مفادی که در بستهی پیشنهادیاش است محرمانه باقی بماند. صداها و خبرها و حرفهایی که در فضای رسانهای رد و بدل میشود حاکی از آن نیست که بیش از این میشود به ظریف و تیم مذاکره کنندهی هستهای اعتماد داشت و اگر حتی اعتماد داشت، نمیتوان چشمها را بست و همه چیز…
ـ گند زدهاند. حالا من مینویسم گند. وگرنه وضع خرابتر از اینهاست و شما به جای «گند زدهاند»، هر عبارت ِ سخیفتری میتوانید به کار ببرید. و هر چه این عبارت سنگینتر باشد، به حقیقت ِ کاری که اینها کردهاند، نزدیکتر. ـ آن مغزی که همچه چیزی را پیشنهاد داده را به نظرم باید بیاورند بیست و سی، تا ملت با این همه هوش ِ سرشار آشنا بشود. همه را هم ردیف کرده برای این مراسم. از نیروهای نظامی و امنیتی و غیره گرفته تا وزیر و وکیل و آخوند و غیره. همه هم مثل ِ ماست ِ نماسیده، در…
